با تصويب دولت شکل گرفت
افزايش حقوق كارمندان كمتر از ميزان قانوني !!
حقوق کارکنان دولت برخلاف رأی دیوان عدالت اداری تنها از 7 تا 10 درصد به صورت پلکانی افزایش می یابد
تهران امروز:در حالي كه چندي پيش ديوان عدالت اداري راي به ابطال مصوبه دولت مبني بر افزايش پلكاني معكوس حقوق كارمندان دولت داده است، سخنگوي دولت از افزايش 7 تا 10 درصدي پلكاني حقوق كارمندان در سال جاري خبر داد. محمدعباسپور عضو كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با «تهران امروز» گفت:« سخنان آقاي الهام مبناي قانوني ندارد چرا كه راي ديوان عدالت اداري منطقي است. بر اين اساس دولت موظف است براساس قانون مديريت خدمات كشوري بر مبناي نرخ تورم حقوق كارمندان و بازنشستگان را افزايش دهد». وي ادامه داد: «به نظر ميرسد دولت با كمبود منابع مواجه شده است و تصميم جديد را بر مبناي ميزان وسع خود گرفته است وگرنه قانون افزايش حدود 16 درصدي را پيشبيني كرده است. دولت بايد طي لايحهاي درخواست منابع كند و مجلس هم مجوز لازم را بدهد البته پيش از اين 27 هزار ميليارد تومان منابع لازم به دولت اعطا شده است اما آنچه از عدم پيروي دولت از قانون بر ميآيد نشان ميدهد با كمبود منابع مواجه است».عباسپور با اشاره به اينكه دولت بايد قانون مديريت خدمات كشوري را اجرا كند، گفت: «اگر اين قانون اجرا شود در نظام اداري تحول ايجاد ميشود و تاثيرگذاري آن در بخشهاي ديگر هم خود را نشان ميدهد. وقتي دولت با اعطاي وام به بنگاههاي زودبازده نقدينگي را افزايش ميدهد و به تبع آن تورم اينچنين رشد ميكند بايد حقوق كارمندان را نيز بر اساس آن افزايش دهد. اين موضوع به صراحت در قانون آمده است اما متاسفانه باز هم دولت بر مصوبه باطل شدهاش پافشاري ميكند». اين نماينده مجلس تاكيد كرد: «قوانين مصوب دولت پس از تاييد در شوراي نگهبان براي دولت لازمالاجراست. از همين رو سخنان آقاي الهام مبناي قانوني ندارد و اين يعني پافشاري بر بيقانوني».نبود اختلاف بين دولت و بانكمركزي درباره نرخ سود..
گفتگو با آقاي خليل بهراميان وكيل مدافع فرزاد كمانگر معلمي كه به اعدام محكوم شده است.
صدورحكم اعدام فرزاد كمانگر ماههاست كه به يكي از دغدغه هاي معلمان و كانون هاي صنفي كشور تبديل شده است، بسياري از فعالان صنفي ماههاست كه در اين انديشه اند كه با اين موضوع چگونه برخوردكنند.اصل موضوع چه بوده؟ مگراين معلم صنفي چه كرده است كه از طرف قاضي پرونده شايسته ي اعدام تشخيص داده شده است؟آيا اساسا يك كارمند دولت فرصتي براي پرداختن به امور ديگري غير از معلمي دارد؟
به گفته ي آقاي خليل بهراميان وكيل مدافع فرزاد كمانگر :
" يكي از اتهامات موكل من عضويت وي در سازمان پ.ك. ك است. سازماني كه در ايران نيست بلكه متعلق به كشور تركيه مي باشد."
پرسش اينجاست آيا چه سندي هست كه كمانگر عضو اين سازمان بوده است؟ آقاي بهراميان در پاسخ به اين پرسش مي گويد :
" من پس از مطالعه ي پرونده هيچ مدركي كه حاكي از عضويت ايشان در سازمان پ.ك.ك باشد،نديدم و در پرونده موجود نيست و آقاي كمانگر به هيچ وجه عضو اين سازمان نبوده ونيست.لذا اتهامي كه بدون سندو مدرك كافي ارائه شود،فاقد وجاهت قانوني است."
آقاي بهراميان مي گويد:...(ادامه مطلب را کلیک کنید)
خبری که در بخش نظرات پست اخیر به اطلاع رسید به رویت همکاران و هموطنان عزیزمان می رسد -برگ سبزی است تحفه ی نیروی انتظامی!! :
روز پنجشنبه ۱۹/۲/۸۷ مصادف با برگزاری اولین امتحان پایانی که در حین برگزاری امتحان لباس شخصی ها به پشتیبانی افراد مسلح نیروی انتظامی و ماشین پلیس ۱۱۰ به هنرستان شهید با هنر گناوه به بهانه دستگیری سارق موتور سیکلت که در سر جلسه امتحان حضور داشت در بین دانش آموزان رعب ووحشت ایجاد نموده که همین امر سبب شد دانش آموزان برای ادامه امتحان روحیه ای نداشته باشند چون با مقاومت مسولین مدرسه به دلیل اینکه هم مجوز قانونی ارایه نکرده بودند و هم با حراست آموزش و پرورش هماهنگی نشده بود با تهدیدبه اینکه شما را دستگیر می کنیم به کار خود ادامه دادند با تماسی که با مسول حراست اداره گرفته شد ایشان اظهار داشتند چون فاقد حکم می باشند و هماهنگی صورت نگرفته دانش آموز را نگه دارید تا حکم قانونی بیاورند سپس خودم نامبرده را تحویل می دهم به دنبال آن سرهنگ لشکری فرمانده منطقه زیارتی معاون منطقه و سروان صادقی حضور یافتند که فرماندهی منطقه تهدید کرد امروز مدرسه را روی سر شما خراب می کنیم وتهدیداتی شدیدتر که برخی از این تهدیدات با همکاری قاضی اجرای احکام بهشتیان که از همشهریان لشکری می باشد عملی شد و سپس با ارایه حکم بازداشت سارق عبدالله امیده که سابقه دار می باشد و بعدا مشخص شد از دوستان آقایان و دلال نیروی انتظامی می باشد تحویل نیروی انتظامی گردید! این حادثه به دنبال دومین تجمع فرهنگیان که با تهدید محمد بهمنیاری رییس اداره و یزدانشناس فرماندار برای برخورد با برگزار کنندگان تجمع صورت گرفته بود تا مسولین مدرسه که تعدادی اندک از آنها برگزار کنندگان تجمع بودند به عکس العمل وادار وسپس پرونده سازی و دستگیر نمایند که با هوشیاری مسولین مدرسه غائله پایان پذیرفت!!..
وازکرمانشاه ...
روز دوشنبه 23اردیبهشت فرهنگیان باز نشسته کرمانشاه برای چندمین بار در مقابل اداره کل آموزش پرورش تجمع اعتراضی داشتند آنها از ساعت 9صبح انجا جمع شده بودند وتا ساعت 11 روی زمین ودر افتاب سوزان نشستند وشعار دادند (مجری عدالت خجالت خجالت )وبعد که به آنها جوابی داده نشد وارد ساختمان شده وجلوی دفتر امینی رئیس کل آموزش وپرورش جمع شدن امینی کارکنان آنجا که به وحشت افتاده بودن از آنها خواستند که به نماز خانه ویا سالن جلسات بروند اما فرهنگیان قبول نکرده ودر راهرو به عنوان اعتراض روی زمین نشستند وشروع به دادن شعار مجری عدالت خجالت خجالت کردن امینی طبق گذشته قولهای داد فرهنگیان معترض تا چهارشنبه 25 به ایشان مهلت دادند در غیر این صورت به اعتراضات خود تا گرفتن تمام خواسته ها ادامه خواهند داد
هوشيار باشيم!!
با سلام و درود برآندسته از معلمين بزرگوار كه با حضور خود ثابت كردند كه جامعه معلمين خفته نيستند- و هنوز بدنبال احقاق حقوق حقه خود هستند. در اين مدت، حكومت به طرق مختلف سعي بر سركوب اين قائله داشته ؛ضرب وشتم بگير و ببندها و اكنون هم که اين تدابير را بي اثر دانسته؛ سعي بر يورش به عوامل مديريت اين تجمعات كاملا قانوني ومبتني بر ارزش هاي مدني دارد. و متاسفانه بعضي افراد هم دانسته ويا ندانسته سعي بر صدمه زدن بر اين كالبد شكل گرفته دارند. لذا با خلط موضوعات و ربط مواردِ بي ربط به اين خواست عمومي سعي بر انحراف اين خواسته ها داشته تا پس از فاز سركوبها، وارد مرحله بعدي شده و كاملا مانع اين حركتها شوند؛ متاسفانه بعضي از عوامل مخرب و دست نشانده به عنوان معلم ( گرگاني با لباس ميش ) از طرق مختلف سعي بر تفرقه افكندن وشُبه افكني دارند؛ و البته عوامل آشنايي هم هستند كه بخاطر احساسات بي انديشه خود، آبي وسيع به آسياب اين جادوگران مي ريزند لذا از معلمين آگاه مي خواهيم توجه به اين حرف هايي كه مشخص است از كجا نشات مي گيرد نفرمايند و همچنان در فكر حقوق حقه خود در سايه مديريت تشكلات صنفي باشند زيرا كه در غير اينصورت هر نوع فعاليتي موضع ايي و بي اثر جلوه خواهد نمود.
روز 16 ارديبهشت 1378 در پي فراخوان كانون صنفي در مقابل سازمان آموزش و پرورش شهر تهران حدود ۴۰۰ نفر از معلمان تحت تدابير امنيتي شديد نيروي انتظامي برپا شد ، يكي از دلايل كم شدن اين جمع، محاصره آنان توسط نيروهاي پليس وبرگرداندن معلمين ديگري بود كه بعد از ساعت مقرر قصد ملحق شدن به اين جمع را داشتند. عده ايي هم با تنگ كردن محاصره نيروي پليس اين جمع را ترك گفتند ولي بهر شكل با سخنراني آقاي باغاني دبير كل كانون صنفي معلمان ايران و ديگر اعضاء بپايان رسيد در حاليكه معلمان ضمن برقراري نظم و آرامش پلاكاردهايي را كه كانون صنفي معلمان تهيه كرده بود بر دست داشتند:( درد معلم فقرنيست فرق است ، نظام هماهنگ اجرا بايد گردد ، و.... ) جالب است بدانيد كه نيروي انتظامي حتي پارچه ايي كه جايگاه معلم را نسبت به جامعه شعار مي داد از دست معلمين گرفته و آنرا معدوم كردند. قسمت پايين اين پارچه عنوان كانون صنفي معلمان را در بر داشته، كه قبلا توسط نيروهاي امنيتي در گورستان ابن بابويه قيچي شده بود " پيرو سياستهاي مذبوحانه و تفرقه افكنانه كه در بالا ذكر شد و از بين بردن موفقيت هاي كانون كه جدا از معليمن نيست در صدد اين سياست بر آمدند! فراموش نشود كه ما معليمن ، كانون صنفي را بوجود آورده ايم تا در پرتو يك مديريت واحد و هماهنگ بتوانيم خواسته هاي صنفي و مدني خود را عنوان كنيم در غير اين صورت هر نوع اعتراضي بي ثمر و كاملا غير قانوني جلوه داده خواهد شد اين توطئه سياست بازان را خنثي كنيد!"
كم نبودند همكاران محترم خانمي كه شجاعت خود را در اين جوّ سنگين به منصه ظهور رسانده بودند. و هم پاي همكاران مرد ، بزرگي روح خود را به نمايش گذاشتند.
دوستان ! اين تجمعات، همينكه دغدغه ايي را براي معاندين فرهنگ كشور بوجود آورده گامی است بس بزرگ ، اين فريادهای چند صد نفري نمونه و نماينده فرياد هاي ده ها هزار نفري اسفند 85 است وآنهم نمونه نا رضايتي صدها هزار نفر خانواده عظيم فرهنگي كشور - نسبت به اوضاع نا بسامان معلمين و آموزش وپرورش كشور است و آناني كه در صدد لوث كردن اين تجمعات و خواسته هاي به حق وقانوني ما معلمين دارند، بدانند،هر گز موفق نخواهند شد ،كه نا رضايتي ها را در نطفه خاموش و سركوب كنند؛ مگر اينكه از راه مصالحه بر بيايند و از اين خيانتهاي مكرر به اين قشر و فرهنگ كشور دست بر دارند؛ كسانيكه درب هاي سازمان آموزش پرورش را بر روي معلمان در ساعات اداري مي بندند!نشان داده اند که ترس بزرگی از دستان تواناي ِمعلم و اعتراضات بر حق آنان دارند، پس بيانديشد و هوشيار باشيد تا زمزمه هاي تفرقه افكنانه، انسجام و اتفاقي كه تا كنون شاهدش بوديم را ازبين نبرد.
اين جمع بسيار دوستانه در اثر تاكيدهاي مكرر نيروي انتظامي بر خاتمه آن در ساعت 40/3بپايان رسيد- در حاليكه اجازه ندادند آقاي بهشتي سخنراني كند ؛ ويا از هر نوع وسيله صوتي استفاده شود. به گفته آقاي باغاني همسر آقاي بهشتي در روزهای اخیر مورد تهديد و ارعاب نيروهاي اطلاعاتي قرار گرفته بود و هر سخنراني در اجتماعات معلمین منجر به فاجعه ايي براي جمع و شما خواهد شد؛ لذا ايشان در دقايق آخر به جمع ما ملحق شدند و مورد توجه حاضرين قرار گرفتند؛ اميد است در پايان اين انسجام را (با توجه به طرح مسائل مشكوك و فشار آوردن و قبولاندن زوري بر ربط آن بر خواسته هاي صنفي معلمان و مديريت كانون) از دست ندهيم ؛زيرا كانون نه فرد است نه گروه ؛ كانون در دل تك تك ما ميباشد. وما نياز به هماهنگي و مديريت تحت اين مشاركت را خواهيم داشت.
فــــريـــاد مـــعــلــم
خبر های رسیده از سایر نقاط کشور از تجمعات فرهنگیان به مناسبت هفته و روز معلم :
هست معلم پــيمـبري كه به ُرتبت
برتر از او نيست جز خداي معـــــلم
قيمت هر كس ز ِكار اواست معين
كيست كه تعيين كند بهاي مـــــــعلم
*****************
آموزگار اگر چه خداوندگار نيست
جز كردگار برتر از آموزگار نيست

" همكاران عزيز فرهنگي روز معلم بر شما مبارك باد"
امروزکه مصادف بود با شهادت اولين شهيد صنفي معلمان دكتر ابوالحسن خانعلي در روز سه شنبه 12 ارديبهشت 1340 ِ تجمعي بر سر مزار ايشان همراه با خانواده اين بزرگوار و جمعي از غيور مردان و زنان معلم كه غريب 500نفر مي شدند سالروز شهادت و روز معلم گرامي داشته شد ؛ اين تجمع كه از سوي كانون صنفي معلمان ترتيب داد شده بود با حضور سفيران غيرتمند معلم بر پا گشت ؛ اين جمع از ساعت 15 امروز پنج شنبه 12 ارديبهشت 1387بر سر مزار وی واقع در گورستان ابن بابويهِ شهرري آغاز گرديد كه ابتدا برادرهاي اين شهيد و همكاران ايشان كه شاهد ماجراي آنروز تلخ بودند سخنرانی کردند، و سپس آقايان باغاني و رئيس زاده و ساير فعالان صنفي در جهت احقاق حقوق صنفي معلمان و فعاليت هاي كانون در گذشته و خصوصا اين يكسال اخير ورنج هاي وارد شده بر معلمين ایراد سخن كردند ،كه درنهايت اين جمع ، با اجراي يك سرود بمناسبت فداكاري شهيد خانعلي و بزرگداشت مقام اين معلم در ساعت 17 با آرامش كه نشانه فرهيختگي و هوشياري معلمان بود به پايان رسيد. درپايان ضمن تشكر از اين دسته از بزرگواران كه در اين جمع با شكوه حضور داشتند
فریاد معلم
افسوس!
افسوس که نتوانستیم دردمان را فریاد کنیم
افسوس که خون خوردیم و خاموش نشستیم و سرنوشتی را که در دستانمان بود حوالت به تقدیر کردیم
افسوس که نتوانستیم فرزندان ایران را پدر باشیم
افسوس!!
اکنون در کتابها میخوانیم:
بابا نان ندارد!!
معلم خواب است!!
دانشجو در زندان است!!
ایران ویران است!!
اما دوباره آیا خورشید در سرزمین ما طلوع خواهد کرد؟؟
آیا باران خواهد بارید؟
ای همکار ! ای معلم! ای دردمند ! ای خاموش نشسته ! ای خلوت گزیده!
روزت مبارک!
<با تشکر از دوست و همکار گرامیيمان اسرار ازل>
یاد و فریاد مظلومیت فرزاد کمانگر را با حضور خود در روز معلم بر مزار دکتر خانعلی پاس بداریم...

همکاران محترم؛
بیتردید سال 86 یکی از تیرهترین سالهایی بود که جامعه معلمان ایران تجربه کرده است. بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفندماه 85 که با دستگیری تعداد زیادی از فعالان صنفی و ضرب و شتم شمار زیادی از فرهنگیان شریف پایان یافت، به دلیل سانسور شدیدی که به واسطهی بخشنامه شورای عالی امنیت ملی بر رسانهها حاکم شد چنین به نظر رسید که تشکلهای صنفی سکوت پیشه کردهاند و یا از وحشت، در لاکِ خویش فرو رفتهاند و یا همکاران خود را فراموش کردهاند.
در چنین شرایطی جا داشت مسئولان کشور به ویژه نهادهای امنیتی که هر حرکت اعتراضی را مخلِّ امنیت جامعه قلمداد میکنند و همواره مدّعی هستند که آنچه در جهت بهبود وضع معیشتی معلمان تا کنون انجام گرفته حاصل تلاش مسئولان بوده و تشکلهای صنفی و اعتراضات معلمان هیچگونه تأثیری در پاسخگوئی به مشکلات فرهنگیان نداشته است فرصت را غنیمت شمرده و در عمل این ادعای خود را به اثبات میرساندند و با حلّ تدریجی مشکلات فرهنگیان ضرورت برگزاری تجمعات، تحصنها و انجام حرکتهای اعتراضی را به کلّی نفی و انکار میکردند.
اما همانگونه که شاهد هستیم، آنگونه عمل کردند که حتی صدای اعتراض برخی از همکاران بیتفاوت نیز به هوا برخاست و اکثریت معلمان هرگونه تردید نسبت به این جمله که « تا نگرید طفل کی نوشد لبن » را در باور خود از بین بردند. با این وصف مسئولان مربوطه نه تنها به انتظارات بر حق معلمان پاسخی ندادند بلکه با سوء استفاده از فضای موجود به کلّی همه وعدههای داده شده را از یاد بردند. به طوریکه حتی حقوق اندک معلمان حقالتدریس نیز بیش از 6 ماه به تأخیر افتاد و در عوض با توزیع توهینآمیز بنهای نخود و عدس و ... به تحقیر بیشتر فرهنگیان پرداختند.
همکاران گرامی
طی یک سال گذشته ما و شما خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار نشستیم تا شاید عقلای قوم به خود آیند و در روشهای مذکور تغییری ایجاد نمایند. اما نامهها، گلایهها، طومارها و زمزمههای معلمان در دفاتر مدارس تا کنون به گوش هیچکس نرسید و احدی خود را موظف به پاسخگویی به این قشر فرهیخته ندید و مسئولان کشور با این عمل خویش به معلمان آموختند که تنها راه رسیدن به حقوق حقّه فرهنگیان، اتحاد، همدلی و همراهی است. آنگونه که در اسفندماه 85 شاهد آن بودیم.
عزیزان
در شرایطی که اخبار معلمان را در رسانهها منعکس نمیکنند و وزیر و سایر مسئولان کشور از گفت و گو با تشکلهای صنفی و نمایندگان معلمان خودداری و راه مذاکره را به کلی مسدود کردهاند، در شرایطی که صندوق ذخیره فرهنگیان را که سهامداران اصلی آن خود فرهنگیان هستند به دست نااهلانی که عداوت برخی از آنان با فرهنگیان کاملاً محرز است سپردهاند. در شرایطی که علیرغم وعدههای داده شده ضعیفترین افراد به بالاترین پستهای این وزارتخانه گمارده میشوند، در شرایطی که اکثریت نمایندگان مجلس در برابر خواست فرهنگیان میایستند و از وزیری که منفور معلمان بوده است حمایت میکنند و پس از برکناری وی توسط رئیس جمهور فرد نالایق دیگری را که مجلس برای وزارت تعاون صلاحیتش را تأئید نکرده بود برای وزارت بر نهادی به گستردگی جمعیت کل کشور تأئید میکنند، در شرایطی که با وجود تورمِ کمرشکن کنونی که به طور مضحکی صدای اعتراض خود مسئولان را نیز درآورده است برای سال 87 فقط 6 درصد افزایش حقوق در نظر گرفته میشود، در شرایطی که با وجود وعدههای داده شده و مصوبه مجلس، شخص رئیس جمهوری در اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری تعلل میکند، در شرایطی که حقوق ناچیز فرهنگیان حتی نیمی از اجاره مسکن آنان را پوشش نمیدهد و معلمان با مشغول شدن به کارهای دوم و سوم و بعضاً تحقیرآمیز کارآمدی خود را از دست میدهند و زندگی فلاکتباری را میگذرانند، در شرایطی که فعالان صنفی در سراسر کشور تنها به این جرم که پرسیدهاند چرا قوانین مصوب خود را اجرا نمیکنید و چرا افراد نالایق را کنار نمیگذارید با احکامی چون زندان، تبعید، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه میشوند. به راستی چه باید کرد؟ آیا معلمان در برابر همکاران و سایر اقشار جامعه به ویژه دانشآموزانی که چهرههایشان هر روز زردتر از روز قبل میگردد هیچ مسئولیتی ندارند؟ آیا نباید پرسید که چرا از آمدن پول نفت که قیمت آن به شکل سرسامآوری افزایش یافته است بر سرِ سفره ملت ایران خبری نیست؟
بر این اساس و با توجه به اینکه کانون صنفی معلمان سالگرد حادثة تلخ اسفند 85 را به دلیل شرایط خاص کشور (انتخابات مجلس) به سکوت برگزار کرده است، حقِ خود و جامعه بزرگ فرهنگیان میدانیم که همچون سایر اقشارِ جامعه از جمله کارگران مراسم خاصی را برای این هفته معلم تدوین و اجرا نماییم. امیدواریم همه همکاران فرهنگی از زن و مرد، پیر و جوان، شاغل و بازنشسته، رسمی و حقالتدریس در مدارس دولتی و غیرانتفاعی با هر دیدگاه و تفکری، تنها و تنها به نیتِ دفاع از شرافت معلمی خویش و در پاسخ به بیمهریها، توهینها و تحقیرهایی که صورت گرفته و میگیرد، همدلی، همزبانی و همراهی خود را یکبار دیگر به مردم و مسئولان بنمایانند تا بعد از این احدی به خود اجازه ندهد که این قشر فرهیخته، زنده و پویا را نادیده بگیرد و یا نسبت به نمایندگان آنان بیحرمتی روا دارد.
برنامههای کانون صنفی معلمان ایران در هفته معلم:
1- پنجشنبه 12 اردیبهشت از ساعت 15 الی 17 حضور همزمان و با شکوه فرهنگیان تهرانی در شهرری، ابنبابویه، مزار مرحوم دکتر خانعلی و همکاران قمی بر مزار استاد مطهری به منظور تجدید عهد با همکاران برای آغازی دوباره.
2- روز دوشنبه 16 اردیبهشت حضور در مقابل سازمان آموزش و پرورش تهران واقع در میدان فلسطین، خیابان برادران مظفر از ساعت 30/13 الی 30/15 .
3- از تمامی همکاران فرهنگی تقاضا میکنیم که از فرصتِ هفته گرامیداشت مقام معلم استفاده کرده و به جای برگزاری مراسم رسمی و تکراری و تحقیرآمیز، در طول هفته معلم، بخشی از وقت کلاس را به تبیین و توضیح مشکلات آموزش و پرورش، معلمان و دانشآموزان، مشکلات فضاهای آموزشی و سایر مسائل دیگر که به دلیل بیتدبیری مسئولان دامنگیر آموزش و پرورش شده است بپردازند تا در غیاب رسانههای مستقل، به وظیفة معلمی خود آنگونه که میبایست عمل نماییم.
( در خاتمه به مسئولان مربوطه اعلام میکنیم چنانچه تا روز دوشنبه 16/2/87 حداقل به دو خواسته معلمان و تشکلهای صنفی: 1- پرداخت مطالبات معلمان بویژه حقالتدریس همکاران که بیش از 6 ماه به تأخیر افتاده است 2- لغو تمامی احکام هیئتهای تخلفات اداری که جزء اختیارات وزیر است اقدام نکنند، در تجمع روز دوشنبه حرکت اعتراضی بعدی را در جمعِ همکاران به اطلاع آنان خواهیم رساند. )
امید است همکاران گرامی با درک شرایط حساس کنونی و با توجه به سانسور شدید مطبوعات، در توزیع گسترده این بیانیه واطلاعرسانی به موقع به سایر همکاران از هر طریق ممکن آنگونه که شایسته است همت گمارند.
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران
۲۶/۱/۱۳۸۷
بيانيه كانون صنفي معلمان استان كردستان
انجمن صنفی معلمان استان کردستان
ما معلمان استان كردستان، حق خويش ميدانيم تا احقاق حقوق صنفي خويش همگام با ساير معلمان كشور به اقدامات مسالمتآميز اعتراضي خود ادامه داده و براي حفظ شأن انساني معلم و ارتقاي جايگاه اجتماعي او، ديگر باره بر خواستههاي صنفي خويش پاي بفشاريم. خواستههايي كه تكرارش براي آنهايي كه نميخواهند بشنوند در هر مناسبتي ضرورت دارد: ارتقاي كيفيت فضاهاي آموزشي؛ افزايش سرانه آموزشي؛ تجهيز مدارس به تكنولوژي آموزشي روز؛ رفع بحران مدارس غيراستاندارد؛ نهادينه كردن نظام مديريت انتخابي، تمركززدايي و توسعه آزادي بيان در آموزش و پرورش و رفع تنگناهاي مادي و معيشتي معلمان از اهم اين خواستههاست.
در خاتمه ما فرهنگيان استان كردستان، اولويت مطالبات خويش و برنامههاي آتي خود را به شرح زير اعلام كرده و اميدواريم ارادهاي راستين براي تحقق آنها وجود داشته باشد:
1 ـ ضمن يادآوري ياد دوستان در تبعيدمان آقايان «پيمان نودينيان» و «اسكندر لطفي» و ساير دوستاني كه در سراسر كشور با احكام تلخ تبعيد، تعليق و زندان مواجه شدهاند و با تأكيد دوباره بر محكوم كردن برخورد قضايي و امنيتي با اعتراضات صنفي؛ نگراني عميق و آزردگي شديد خود را از صدور حكم اعدام براي همكار عزيزمان آقاي «فرزاد كمانگر» عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان استان كردستان شاخه كامياران ابراز داشته و با محكوم كردن صدور چنين حكم ناعادلانهاي، او را به گواه سالها خدمت صادقانهاش در آموزش و پرورش شايسته تقدير و صدرنشيني دانسته و مطالبه آزادي و بازگشت اين همكار شجاع را به خانواده آموزش و پرورش حق مسلم خويش ميدانيم.
2 ـ تحقق آموزش و پرورش پويا را در گرو تحقق مطالبات صنفي پيش گفته خويش دانسته و ضمن درخواست پرداخت فوري مطالبات مادي فرهنگيان (هزينه مسكن، مرخصي مناطق محروم، حق التدريس همكاران و پاداش پايان خدمت)، صدور بخشنامههاي خلعالساعه، انتصابات فاميلي و تغييرات سليقهاي را به زيان آموزش و پرورش دانسته و نتيجه همه اينها را سرعت بخشيدن به سير قهقرايي آموزش و پرورش ميدانيم.
3 ـ ما فرهنگيان استان كردستان براي بيان آزادنه مطالبات خويش و به نشانه اعتراض، روز پنجشنبه 12/2/87 در ادارات شهرستانها و سازمان در مركز استان از ساعت 9 صبح الي 12 ظهر تجمع مسالمتآميز برگزار خواهيم كرد.

سالی که گذشت ستیغ سرخ سر نیزه ها چشم ها را خیره کرد و عدالت را کور!! احکام رنگارنگ در بی دادگاه های متعدد، بارگاه قضاوت دولت کریمه را بیش از پیش به سیاهی ظلم آلوده کرد؛ و سکوت سنگین معلمین و سایر اقشار، لبخند پیروزی را بر لب های کریه ناعادلان نشاند؛ واین معنا رادر ذهن ِ هر دل آزرده ایی متبادر کرد که : از ما است، که بر ما است" .
در سالی که گذشت بارها نا امید شدیم از نوشتن ، از نوشتن برای کسانی که نمی خواهند بشنوند ، آنانی که در گوششان سرب داغ ریخته اند ، آنانی که در یوزه گری و منافع کوچک و مقطعه ایی خود را بر آزادگی و افتخار همیشگی، ترجیح دادنده اند؛ آنانی که نمود تن های برهنه این فضای مجازی از نمود غیرتمندی وایمان ، با ارزش تر جلوه می نمود؛ و سر انجام آن همکارانی که در انزوای خود، و خود محوری های مردود و بی اعتنایی های مداوم و مکرر، مُهر بی مهری را بر دل آدمی فرود می آورند ؛ آنانی که ادعای اتفاق واتحاد را دارند !!!
درسالی که گذشت دیدیم چنگال فـــقــر را، که بیش از پیش فرو نشست بر گلوی آنانی که روزی خود را شرافت مندانه تهیه کردند!..کارنامه این دولت به راستی بیش از سایر دولت های دیگر بر کذب و دو رویی مبتنی بود؛ وعده های مکرر دروغینی که هرگز محقق نشد!.
سالی که گذشت شاهد نصب وزیر ناکارآمدِ دیگری، بر وزارتخانه روبه موت آموزش و پرورش بودیم؛ که ایشان هم ، با وعده های دورغین اش هویت خود را در ظرف این مدت کوتاه ثابت کرد؛ و با ایده و طرح های به اصطلاح نو آورانه خود به ریش اسلاف خود می خندید: که کجایند؟ تا ببینند این همه ذوق و اندیشه و استعداد را که از نهانگاه ،تراوش می کند و تا کنون هیچ احدی بدان راه نیافته!!!؟ و شاید هم بر عکس ؟!. گویا این آقایان این حدیث مکرر را نشینیده اند که : " مفتاح الذنوب کذبها" و یا حدیث دیگر از حضرت امام صادق(ع) که می فرماید:...مومن هر کاری را ممکن است بر" اثر غفلت" انجام دهد به غیر از دروغ..
سالی که گذشت شاهد لجبازی و یا به تعبیر صحیح تر بر خورد های مستبدانه ایی بودیم که باعث شد علارغم هشدارهایِ سالِ گذشته ی کارشناسان ، از کسری بودجه هزاران میلیاردی برخوردار باشیم که منهای عدم دریافت معوقاتِ متعدد و حقه یِ معلمین ، قادر به دریافت حق التدریس هایمان هم نباشیم !!!!!! و به قول دوستی؛ " آیا بی توجهی به نصایح و منتقدان و دوستان کاردان و نادیده گرفتن نظرات کارشناسان ، خودرایی ،استبداد و کِـــبــر نیست؟ و نخوانده اند که : مــن استـــــــبداد هــلــک ؟ و " انٌ الکبر ادنا "
در سالی که گذشت، و مطمئنا اثراتش را فجیع تر از قبل، در سال آینده خواهیم دید نه تنها خرید مسکن را از مرز رویا گذراند بلکه تهیه پرداخت کرایه مسکن هم ، برای فرهنگی و معلم جماعت تبدیل به یک رویا کرد !
و اما در سالی که گذشت شاهد فروش نفت بشکه ایی 107دلار بودیم، که البته بی نــــصـیـب نبودندکسانی که تا دیروز از روی پرچم اشان رژه می رفتیم و نفرین بر آنان بخاطر جنایات متعدداشان می فرستادیم؛ کسانیکه از کشتار جمعی کودکانمان در مدارس و غیر نظامیان هیچ اِبایی نداشتند ؛ حال میلیاردها دلار پول نفت ما ملت بی نوا را به صورت بلاعوض نوش جان می فرمایند و بر ریشمان می خندند!! این در حالی است که عده کثیری منتظر ِ معوقات و حقوق زحمات خود می باشند و از طرف دیگر نوامیس این ملت بخاطر اندکی پول به کشورهای اطراف صادر می شوند ؛ زهی از این غیرتی که حسینی می نامیمش و تن به این ذلت ها می دهیم؛ هیهات!!!!!!!!!!!!!؟؟؟
چه بگوییم که خودهم شرمنده شده ایم ، از ذکر این همه مصیبت های مکرر ، می گوییم، تا شاید بیدار شود وجدان های به خواب رفتـه یِ کوتاه بین ..............
فریاد معلم