به نام خدا
به تازگی از طریق اس ام اس خبرهایی می رسد که دوتن از فعالان کانون صنفی معلمان تهران را دستگیر کرده اند.نخست باید گفت این سخن نادرست است. زیرا این دو نفر در آرامش خاطرو آزادی کامل به سر می برند.
تحلیل:
این (اس ام اس) های دروغین چه پیامی می تواند داشته باشد؟
از طرف چه کسانی هست؟
نخست به پرسش دوم پاسخ می دهیم . این اس ام اس ها از طرف کسانی داده می شود . که قصد دارند.در آینده (بویژه در روزهای خوش عیدباستانی)که همکاران کمتر در دسترس همدیگر هستند،با فعالان صنفی برخورد سختی داشته باشند.
دوم اینکه پیام این (اس ام اس) ها چیست؟از آنجایی که این نوع اطلاع رسانی رامانع کار خود می دانند،می خواهند نخست این وسیله ی ارتباطی که ارزان ترین،کوتاهترین،مهمترین ،سریع ترین و دردسترس ترین وسیله ی ارتباطی می باشد، رانزد افکار معلمان بی اعتبارکرده انگاه برای رسیدن به مقاصد خود،به دستگیری این فعالان ودیگر فعالان صنفی معلمان در سراسر کشور اقدام کنند.حال باید معلمان برای مبارزه و پیشگیری از این خطر راه حل مناسب را یافته و اقدام لازم را به عمل آورند.
آنچه نگارنده ضمن هوشیاری کامل همکاران پیشنهاد می کند:
۱- تکیه نکردن صددرصد به این وسیله ی ارتباطی(اس ام اس)
۲- جایگزین کردن وسایل ارتباطی دیگری به جای اس ام اس مانند:ایمیل،فکس، تلفن،رادیو،وبلاگ های فراوان و دیدارهای کوتاه و محلی .
به امید روزی که معلمان بتوانند با سزبلندی زندگی کنند.
جهت اطلاعات بیشتر توسط لینک منظور شده اقدام فرمایید.

درباره ی نتیجه ی این مذاکره گفتگویی داشتیم با آقای باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان تهران ،ایشان در این باره گفت:قرار است، نشستی چند جانبه میان شورای هماهنگی کانونهای صنفی معلمان ایران از یک طرف واز طرف دیگر هیات دولت ومجلس شورا،برای بررسی ومذاکره پیرامون نتایج لایحه،بودجه واستیضاح وزیربصورت فوق العاده در تهران به دعوت از دبیر خانه ی کانونهای صنفی معلمان برگزار شود.
آقا ی باغانی در پاسخ به این پرسش که برنامه های بعدی شماچه خواهد بود؟ گفت:برنامه های بعدی ما بستگی به شرایط مذاکره دارد،که در روز سه شنبه باحضورنمایندگان همه ی تشکلها درتهران انجام خواهد شد.
آقای باغانی از همه ی همکاران،گرو ها ورسانه هایی که در طول شب گذشته برای آزادی ایشان و سایر همسنگران تلاش بی وقفه نموده اند سپاسگزاری نمود.همچنین از خانم های همکار که با همه ی مشقت و دشواری به یاری دیگر همکاران خود آمده اند قدر دانی نمود.
از ایشان در باره ی علت در پیش گرفتن شیوه ی نوین تحصن همراه باسکوت گفت: برخی از گرو ها ی معلوم الحال قصد تشنج آفرینی در میان صفوف معلمان را داشتند که ما با استفاده از این شیوه از این اقدام تفرقه افکنی آنهاپیشگیر ی نمودیم.
اقای باغانی در پاسخ به این پرسش که اتفاق ناگواری تا پایان تجمع روخ داد ه است یا خیر گفتند: خوشبختانه مراسم تا پایان به خیر و خوشی گذشت و هیچ اتفاق نا خوشایندی برای هیچ یک از همکاران نیفتاد،بجز موارد جزئی دستگیری که آنهم در کامیون های مشکی بوده ،و تنها می توانند برای یک یا دو ساعت دستگیر شدگان را بازداشت کنند . اما چنانچه موردی از این پس شنیده شود ما واکنش در خور را نشان خواهیم داد.

القــصه منادی خبر آورد که در بازداشتگاه ......
مامور اطلاعاتی گفت : خوب آقای بهشتی وباغانی و..... می بینید که ساعت پنج صبحه وظاهراً باید ساعت 8 توی ِمیتینگ باشید ،ما میتونیم شما را چند روزه دیگه نگه داریم ،اما چندان تمایلی به این کار نداریم.
احتمالاً باغانی می گوید : با این جمعیت چی کار میکنید ، جواب اونا را چی میدید؟
مامور اطلاعاتی : این کار خیلی سختی نیست ،همون کاری که چند سال پیش در میدان پاستور ومیدان انقلاب کردیم...
احتمالاً بهشتی می گوید : در مقابل خانه ملت بی هیچ عذر و بهانه ی منطقی ، در مقابل صدها دوربین ...
مامور : ناراحت نباش ما فکر همه جا رو کردیم . دوربین ها رو که بی خیال ما قبلاً شاهد دوربین های زیادی بودیم هیچ غلطی نتونستند بکنند ، حالا هم همینطور ،اما گفتی منطقو ،خانه ملتو، اون هم کاری نداره قرار نیست ما گزک دست دیگران بدیم
شماها خواهید بود که گزک دست ما میدید ...
بهشتی : ما تا الآن ثابت کردیم که این اتفاق نخواهد افتاد ..
مامور : مطمئنی ؟ .. بلاخره چند تا کله خر توی شماها پیدا می شه ، ..تجربه ثابت کرده ..ما هم چند تا کل خر ِجان برکف بهشون اضافه میکنیم ..شماهام که این جا آب خنک می خورید.. بلاخره چند روز شما جولون دادید ،این دفعه هم ما کمی جولون میدیم....آره دیگه ،...بگرد تا بگردیم ...بعدهم سرکوبی ، دو نفر که باتونها رونوش جان کردند ، عاشقی برای چند سالی یادشون میره ،...وبعد هم نوبت شما عزیزان که خدمتتون برسیم ، اما ...اما یه راه دومی هست که شما برید، به قرار ملاقاتتون برسید ، بعدهم با نمایندگان محترم در روز سه شنبه مذاکره داشته باشید ؛ اما به یک شرط ...چه شرطی ؟...که خودتون جمعیت رومتفرق کنید وهیچ قرار ملاقت دیگه ایی هم با اون ها نذارید ...
باغانی : این که آبروریزیه ؟
مامور : آبروریزی واقعی اون زمانی که هم کتک بخورید وهم چیزی دستتون رو
نگیره ...
بهشتی : شما که اینقدر جسارت دارید ، واز طرفی هم که خوشحال می شید چند سالی این جمع رو متفرق کنید و ختم غائله ،... پس چرا ما وخودتونو به زحمت می اندازید ؟...
مامور : قضیه همون خانه ملتو دوربین هاست ضمناً بعد از مدتی هم شما حق به جانب تر عمل خواهید کرد ،پس بهتره یه کمی ما هم به شما باج بدیم تا این قضیه به خوبی و خوشی حل شه ....
بهشتی : ما راه دوم رو می پذیریم اما از ما نخواهید که حتی یک قدم از خواسته هایمون عقب بکشیم ، این بخاطر ترس از مرگ نیست ، چرا که شما طعم آنرا برای ما امثال ما فراهم کرده اید ؛ ترس من بیشتر از به نتیجه نرسیدن این غائله چندین ساله است....
ای اهــل خــرد خود بخوان حدیث مفصل از ین مـــجمل
امروز پنج شنبه 17/12طبق خبـــرهای موثق نـیـروهای نـفـوذی زیـادی در میان تجمع عظیم فرهنگیان قرار گرفته بودند تا با لوث کردن سیاست های انجمن صنفی
ودلسرد کردن همکاران ودر نتیجه بی اعتمادی عمومی نسبت به این تشکل که تا کنون تنها مجموعه ایی بوده که توانسته با بهایی زیاد این اتحاد را مبدل به این همایش
50000نفری برساند.
فراموش نکنیم ما یک نهال نو شکفته ایم که با یک اشتباه می توانیم خرد شویم واین ضعف را کسانیکه متخصصان این برخوردها هستند بهتر از ما شناسایی کرده اند آنها بهتر از ما می دانند که عامل این وحدت انجمن صنفی معلمان ایران است پس ابتدا تیر خودرا به آن سمت رها خواهند کرد تا حلقه این اتصال گسسته شود ، حرکت ما صنفی است نه حزبی ، ما معاند با اصل نظام نیستیم ، ما ایرانی و مسلمانیم پس نگذارید معاندان ِما ومردم ، این حرکت آرام وصنفی رابه آشوب تفرقه وبلوامبدل سازند، معنای : معلمین کشور اتــحــاد ، اتـــحــاد ؛ درهمین مفاهیم مستترراست ،صبر و پایداری وحرکت گروهی ،نشانه پیروزی است . مدیریت را به کاردانان بسپاریم تا نتیجه حاصل آید ، در غیر اینصورت محکوم به شکست خواهیم بود.از شکست قبلی 5سال می گذرد نگذارید با تحریکات دشمنان دوباره شاهد یک وقفه چند ساله شویم چند روز یا چند ماه صبر مصلحت اندیشانه بهتر از خاموشی دائمی است پیروزی در یک بازی همیشه در حمله نیست ، بعضی اوقات باید دفاع کرد وبعضی اوقات هم باید صبر تا دارای موقعیت مناسب شویم از احساسات گذارا که هیچ نتیجه ایی را در بر نخواهد داشت پرهیز کنیم و به نتیجه وهدف فکر کنیم عناصر مخل را شناسایی کنیم وبه آنها اجازه نشو ونما ندهیم ........
نصر من الله وفتح قریب
به نقل از وبلاگ : http://www.ahmaddadkhah.blogfa.com
محمود فرشیدی: یک نوع محمود از انواع محمود که فقط خودشان از خودشان ستایش می کنند. سرپرست صدا و سیمای کرمان قبل از انتشار امواج تلویزیونی، مدیرکل آموزش و پرورش کرمان در سال 1360، مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی تا سال 1364، طراح سووالات امتحانات نهایی، موسس یک مدرسه غیر انتفاعی، وی چون بیست سال از آموزش و پرورش دور بود، برای کسب تجربه وزیر شد. متولد 1330 در مشهد، دارای پنج فرزند که به علت شناختی که وی از مدارس دولتی داشت، فرزندانش را به مدارس غیر انتفاعی گذاشت. وی مدتها قبل به سید خندان و از آنجا به رسالت رسید و از رسالت مستقیما به وزارت رفت.

جملات قصار: « به من مسوولیت داده شده که آموزش و پرورش را به دامن انقلاب بازگردانم.»، « بچه های تیزهوش اکثرا دیندار نیستند.»، « دانش اموزان ایرانی عدم دسترسی صلح آمیز به انرژی هسته ای را نمی پذیرند.»، « ما عذرخواهی آنها را قبول نمی کنیم، اما آنها باید عذرخواهی ما را قبول کنند.»، « ما بخاری برای مدارس نداریم، و به جای آن کولر می خریم.»، « علت سوختن مدرسه این بود که آتش گرفت.»، «من از معلمی شروع کردم و به وزارت رسیدم»، «انرژی هسته ای حق مسلم دوغ»، «باید بافت مدارس را سنتی کرد»، «اگر پنج رای نیاورده بودم احتمالا وزیر نمی شدم، مرسی الهی قربونت همه تون برم.»
فرشیدی :« نظام اسلامی معلم محور است.»، یک هفته بعد: « نظام اسلامی علم محور است.»، یک ماه بعد: « نظام اسلامی عدالت محور است.»، بیست روز بعد: « مربیان محور نظام هستند.» فرشیدی ده روز بعد :« جوانان محور نظام وموتور حرکت جامعه اند.»
اقدامات مهم : « تشکیل زنجیردانش اموزی 22 هزار نفری دور دریای خزر در اعتراض به حمله استکبار به تاسیسات نطنز.»، « تلاش ناکام برای اجرای سمفونی هسته ای.»، « تعطیلی مدارس در سفرهای استانی برای نشان دادن علاقه به افزایش سطح علمی دانش آموزان.»، « طرح اعزام طلاب به مدارس.»، « واگذاری تاسیس مدارس غیر انتفاعی به بسیج ومساجد.»، « اسلامی کردن کتاب های درسی ونسبت دادن همه کشفیات علمی به اعراب ومسلمانان.»، تغییر متن کتابها .نمونه: « اگر خدا بخواهد هیدروژن واکسیژن به طور مشروع با هم ترکیب ومولکول اب انشاءالله متولد می شود.» یا « خطوط موازی خطوطی هستند که به هول و قوه الهی هرگز به هم نمی رسند، مگر اینکه خدا بخواهد.»
وی برای اینکه مشت محکمی به دهان کاریکاتوریست های دانمارکی بزند، با انتشار سووالات در مورد پیامبر به آنها گفت: تو در نیا که من در آمدم.»
در تذکره الاولیاء آمده است: « پس چون خواستند تا شیخی به ریاست تعلیم اطفال تعیین کنند، شیوخ و دراویش و اوتاد اهتمام بسیار در وصف کرامات شیخ اجل، محمود المعلم کارگر نیفتاد، لاجرم بر یک معنی اجماع همی کردند که شیخنا همی « تحفه» بوده و از همین رو وی را شیخ محمود « تحفه العین» گفتندی. و چنین شد که اهل مجلس با هنر و توکلی که داشتند، براین اتفاق صحه همی گذاردند. و بر مدارس همان رفت که رفت. نقل است که شیخنا صاحب کمال بود و دائم به نک و نال، درگهواره همی بود که بانگ برزد "مُ مُــــخـــام وَزیــر بــُشُم" و پیران بشارت همی دادندی که وی چون به خانه هشتم رسد وزیرشود. وی کرامات بسیار داشت، اول آن که خواست اطفال به دین اندرشوند، پس از طفلی سوال همی کرد "مُ کی بِه رسالت رسیدُم" طفل بگفت: قبل از وزارت. و دیگر کرامات او این بود که چنان محبتی به اطفال همی کرد که آنان به تمامی از مکتب و دین بدر شدند .