"همانطور که در این پست می خوانید برادران و خواهران حق طلبمان در کانون صنفی معلمان همچنان در پی احقاق حقوق فرهنگیان گرامی بوده و لازم است از ایشان و تمامی حق طلبان عزیز در سراسر کشور مان سپاسگزاری کرده و دست آنان را بفشاریم"![]()
![]()
![]()
در کــــاخ مجلس روی داد...
گردهمایی بزرگ کانونهای صنفی معلمان سراسرکشوردردرون کاخ مجلس برگزارشد.
امروزسه شنبه 6/آذرماه/1386 نمایندگان تشکلهای سراسرکشور به دعوت نمایندگان جناحهای مختلف دردرون کاخ مجلس دور هم جمع شدند ،دراین نشست که بنابود نمایندگان همه ی جناحها حضور داشته باشند، تنها چند تن از نمایندگانی که خود را اقلیت اصلاح طلب مجلس معرفی کردند.حاضربه رویارویی با نمایندگان معلمان کشورشدند.این نشست که ازهفته ها پیش برنامه ریزی شده بود با دوساعت تاخیر بالاخره در ساعت 14 برگزارشد.
درآغازنشست که از 40 تشکل سراسری تنها 20 تشکل حاضر بودند،آقای علی اکبرباغانی 4موضوع مورد بحث را که از پیش برای دو طرف مذاکره کننده مشخص بود به شرح زیر به اگاهی حاضران رساند. 1- سهم اموزش و پرورش در بودجه ی 1387کشور 2- شیوه ی اجرایی کردن قانون مدیریت خدمات کشوری 3- راهکار بستن پرونده های فعالان صنفی 4- کانونهای صنفی معلمان وانتخابات مجلس هشتم .
در ادامه ی این نشست نمایندگان تشکلهای معلمان به نوبت دیدگاههاومشکلات حوزه ی محل خدمت خود رابه آگاهی حاضران رساندند.
نماینده ی معلمان یزد نخستین کسی بود که سخن آغاز کرد ایشان گفتند: چرا مجلس باید در برابر آنهایی که معلمان را سرکوب می کنند،معلم زن این مملکت رادر خیابان می زنند، سکوت کند؟ اگر مجلس قدرت ندارد،حساب خودش را با مردم روشن کند،به ما می گویند که اقدامات قانونی انجام دهید ،وقتی ما از اقدامات قانونی هم هیچ نتیجه ای نمی گیریم ،چه باید بکنیم؟
سخنران بعدی ،نماینده ی معلمان شیرازبود،ایشان بیان کردند: مقام معظم رهبری فرموده اند:مافرهنگیان نبایدخودمان فریادمعیشت بزنیم،بایددیگران فریادبزنند،مابه خاطرفرمایشان رهبری صبرکردیم،حتاهیچ گردهمایی هم نداشتیم،مسئولین همین راهم نشانه ی ضعف ماتلقی کردند،متاسفانه نه تنهاهیچ کاری نکردندبلکه دستگیری ها بیشترشد،اماصبرهم حدی دارد. ایشان در پایان افزودند: متن قانون مدیریت خدمات کشوری بسیارمبهم است.
سخنران بعدی آقای معارفی نماینده ی معلمان بازنشسته بود، ایشان دربخشی ازسخنان خود گفتند: وضع بازنشستگان روشن ترازآنست که نیازبه توضیح داشته باشد،فقط به یک نکته بسنده می کنم،وآن اینکه صفحه ی نخست حوادث مطبوعات راکه بازمی کنیم،حوادثی رامی خوانیم که براثرفقرمالی ووجود فاصله ی طبقاتی به وقوع می پیوندد،مقداربسیاری ازآن به بازنشستگان برمیگردد،ازجمله فراردختران خانواده ها، تنهابه این خاطرکه سرپرست خانواده که یک فرد بازنشسته بوده،وازتامین مخارج خانواده عاجزاست.
سخنران بعدی خانم جلو دار زاده نماینده ی مجلس بود،ایشان گفتند:همه اش از دردها سخن نگویید ما خودمان بر این دردها آگاهی داریم،که هیچ ،خودمان مانند شما دردکشیده هستیم. من خودم 8ماه مدیرکل معلمان خارج ازکشور بوده ام،و به مدت 2سال یک گروه از من کم شده است.در مجلس معمولا بایداختلاف اقلیت واکثریت 40 تا 50 نفر باشد،این مجلس نمی تواند مجلس کارآمدی باشد،اما نباید ناامید شدما چندنفری که در این جلسه حاضر شده ایم از همه چیز گذشته ایم. ،با همه ی توان بایستیدو ناامید نشوید.
دیگرسخنران این نشست آقای شعبانی نماینده معلمان اصفهان بود ،ایشان در بخشی از سخنانش گفت:توسعه ی پایدار در گروه توجه به آموزش و پرورش است.تا به امروز نه روشنفکران ونه نمایندگان مجلس به این نکته توجه نکرده اند،ماخواهان این هستیم که مجلس برای این کارپا پیش بگذارد،تا دیگران هم ازآنان پیروی کنند.هم اکنون آموزش و پرورش اصفهان اسیریک معلم بازنشسته است،که پست ریاست سازمان را اشغال کرده است. از همان اول خط و نشانی که برای ما کشیدند درنهایت به آن عمل کردند،تاکنون 106رای برای معلمان اصفهان صادرکرده اند،بچه های مارابطورغیرقانونی به دادگاه انقلاب فرامی خوانند،وآنجا کاراداره ی اطلاعات را انجام می دهند.
آقای جلیلیان نماینده ی معلمان همدان سخنران بعدی بود، ایشان نیزپس ازبیان مشکلات معلمان سراسرکشوربه دستگیریها وانفصال ازخدمت هاوتبعیدهای همکاران همدانی اشاره کرده و افزودند: دوست داشتیم آقای حاج بابایی راامروز در این جمع می دیدیم،وی سپس ادامه داد، وقتی 40 نفر ازمعلمان مارا دستگیرکردند،کدام نماینده ازماحمایت کرد؟ حداقل کاری که می توانستند بکنند این بود که در داخل مجلس اسمی از معلمان برزبان بیاورند،وبپرسند که چرا با معلمان اینگونه رفتارمی شود.آقای جلیلیان در پایان اضافه کرد،آیا نماینده ای پرسیدکه چرا معلمان رادرکنارمعتادان ودرزندان مرکزی مبارزه باموادمخدرنگهداری می کنند؟ اماهمین معلمان بارفتارخوب وشایسته خودنیروی انتظامی راتحت تاثیرقرارداده بطوری که آنان در هنکام آزاد شدن ما می گفتند:" ماواقعادربرابراخلاق نیک شماکم آوردیم."
آقای مجتبا محمدی نماینده ی معلمان ملایرضمن بیان مشکلات حوزه ی محل خدمت خود، همکاران صنفی را به رعایت مسائل امنیتی تشویق نموده وازهرگونه رفتارغیرعاقلانه برحذر داشتند.
آقای یوسفی نماینده ی معلمان کاشان گفتند:بیشتر مردم براین باورند که گفتگو با نمایندگان مجلس بیهوده است،زیراآنان هیچ کاری ازدستشان برنمی آید،آقای یوسفی افزودند: چرا 4 وزارتخانه که همه آنها رامی شناسیم از این قانون مدیریت خدمات کشوری استثنا ءشده اند؟
خانم ثریا دارابی سردبیر هفته نامه ی قلم معلم گفتند: از نشانه های ناکار آمدی آموزش و پرورش این است،که وظیفه ای که آنان می بایست انجام دهند،اکنون نیروهای انتظامی انجام می دهند،و با ضرب و شتم به اصلاح جوانان می پردازند.چرا هفته نامه ی قلم معلم باید بدون مدرک توقیف شود،مدیر مسئول آن با 100میلیون تومان آزا د شود،خودم به عنوان سردبیر هفته نامه ی قلم معلم به زندان بروم و درکنار افراد قاتل زندانی شوم،و شاهد آزادی ملوان زن انگلیسی باشم که به خاک کشورم تجاوز کرده،به او جایزه هم می دهند.وبااحترام او را بدرقه می کنند. سپاسگزارم که پاداش 30 سال خدمتم را اینگونه دریافت کردم.
آقای گرامی مقدم نماینده ی مجلس،دیگرسخنران این نشست بود،که پس ازخیرمقدم و پوزش از ناهماهنگی هایی که در شکل گیری این نشست رخ داده بود، گفتند: دردنیااگرصنوف تشکیل می شود،به خاطراین است،که اموراصلاح شود،برای این است که از اعماق زندگی روزمره آگاه بشوند،و به برطرف کردن مشکلات بپردازند.
ایشان درادامه افزودند:اکثریت مجلس هم اکنون دردست یک گروه خاص است،شمابایدمقایسه کنید،اکثریت چه نقشی داشتند،وماچه نقشی ،آنچه که عددمابودانجام دادیم،شماتجمع کردید،ما آمدیم گوش کردیم،کسانی می خواستندبرخوردهای شدیدتری بکنند ماجلوی انها را گرفتیم،در بازداشتهاتماس گرفتیم،ملاقاتهایی داشتیم،باآقای کروبی،باآقای شاهرودی،وبا دیگران درتماس بودیم،درمسئله ی استیضاح واردشدیم،امامجلس چون سیاسی تصمیم گرفت،به اصنا ف با نگاه امنیتی برخورد شد،اما من عملکرد اقلیت مجلس رابااین عده ی کم تحسین می کنم.
آخرین سخنران جلسه آقای شجاعپور نماینده مردم بهبهان بود،ایشان نیزباخیرمقدم به نمایندگان معلمان کشور،سخنان خود را چنین آغاز کرد: اگر در باره ی کاستی های مجلس بخواهیم صحبت کنیم ،علاوه برتایید سخنان شمابایدگفت، مجلس امروز در پایین ترین جایگاه خودحتا نسبت به مجلس پیش ازانقلاب است.ما نسبت به خروجی مجلس هفتم به شدت معترض هستیم،همه ی اعتراضات شما نسبت به مجلس هفتم درست است،تعریفی راکه شما نسبت به مجلس هفتم داشتید بسیارغلیظ ترازاین رامن تایید می کنم.
آنچه مربوط به ما هست،ما اقلیتی بسیارمحدود هستیم ،علیرضا محجوب ،خانم جلودارزاده از تهران باما هستند،یک جریان فکری هستیم که هیچ تریبونی هم نداریم.
آقای شجاعپور درادامه افزودند: ما نمی توانیم یک وزیری را بیاوریم یا وزیری را رد کنیم،ما 40 تا 50 نفر هستیم که جریان اصلاحات را تعقیب می کنیم،حساب کلیت مجلس را به حساب ما نگذارید.امکان تامین اعتبار با بودجه ی افسانه ای نفت هست اما عزمی برای حل مشکلات نیست.شاید می خواهند به نام مجلس ششم و رئیس جمهور پیشین تمام نشود،اگر عزم همین نمایندگان اقلیت نبود،همین لایحه ی نیم بند هم تصویب نمی شد،حتا پیش از انقلاب هم با مجلس اینگونه رفتار نمی شد.
آقای شجاعپورافزودند: بخشی از قانون خدمات مدیریت کشوری در فیش های حقوقی شمااز 1/1/86 می آید،وبخشی دیگردرسهام عدالت گنجانده خواهدشد.گرچه من باسهام عدالت مخالف هستم.
آقاي شجاعپوردر پايان ضمن پوزش ازمعلمان به خاطرمشكلات پيش آمده قول دادندكه براي برطرف شدن مشكلات با كميسيون هاي مربوطه و وزارت خانه ها و قوه ي قضائيه گفتو شده و همه ي تلاش خود و همكاران را براي برطرف كردن اين مشكلات به كار خواهد گرفت.
براي گفتگو در باره ي بند 4 مذاکرات با مخالفت شدید آقای خاکساری و تذکر آیین نامه ای وی مبنی بر مخالفت اساسنامه ی با دخالت تشکلهای صنفی درمباحث سیاسی ادامه ي اين بحث مسکوت ماند. ونمایندگان معلمان ضمن تاييد گفته هاي آقاي خاكساري از ورود به بحث سیاسی خودداری نمودند.
لازم به یادآوری است که تشکل صنفی معلمان کرمانشاه و اردبیل به خاطر تهدید های تلفنی نیروهای اطلاعات ازحضور دراین نشست خودداری کرده بودند.
درباره ی پیامدها و نتیجه ی این نشست، با تنی چنداز نمایندگان تشکلهاصنفی معلمان گفتگویی انجام شده که درپست های بعدی خواهدآمد.( جهت پیگیری به لینک وبلاگ کانون صنفی معلمان ایران - تهران در ابتدای همین پست و یا پیوند وبلاگ ها مراجعه فرماييد )
روزنامه اعتماد ملی : سرمايه چند صد ميلياردي، بيثباتي در مديريت، مديران غيرمتخصص، فقدان نظارت اعضا و نبود ضوابط و مقررات شفاف براي انجام معاملات، صندوق ذخيره فرهنگيان را به هدفي آسان براي كارچاقكنها، دلالان حرفهاي و رانتخواران و زمينخواران تبديل كرده است؛ رانتخواراني كه كارشان در اداره يا ارگاني به بنبست خورده يا در جستوجوي نقدينگي بيدر و پيكرند با استفاده از واسطههاي موجه روانه خيابان نفت جنوبي ميشوند تا گره از كار فروبسته خود بگشايند.
صندوق ذخيره فرهنگيان قرارداد احداث يكهزار واحد مسكوني در محله سروستان (سي8) از برزن 3 شهر جديد پولادشهر اصفهان را اعلام و از فرهنگيان دعوت كرده كه در اين پروژه ثبتنام كنند. شرايط ثبتنام جذاب است: متري 295000 تومان البته عليالحساب! در اطلاعيهاي كه تحت عنوان فراخوان ويژه فرهنگيان منتشر شده، اين پروژه <در راستاي تحقق اهداف دولت خدمتگزار و عدالتخواه و اجرايي نمودن تفاهمنامههاي وزراي آموزش و پرورش و مسكن و شهرسازي> معرفي شده است. جالب اينكه در تبليغات پروژه هيچ اشارهاي به نام و سرمايه صندوق ذخيره فرهنگيان نشده است و تلاش بر اين است كه آن را به دروغ يك پروژه رفاهي دولتي معرفي كنند. در اين اطلاعيه يك كتمان حقيقت وجود دارد و يك دروغ آشكار؛ به راستي دليل اين عدم شفافيت چيست؟ در صندوق ذخيره فرهنگيان چه ميگذرد؟ چرا نمايندگان مجلس كه در دولت قبلي مسائل صندوق را با جديت دنبال ميكردند حالا سكوت كردهاند؟ آنچه كه در خصوص پروژه پولادشهر اعلام شده تنها بخشي كوچك و آرايششده از واقعيتي است كه با دقت از چشم سهامداران صندوق پنهان نگه داشته ميشود.
به كام واسطهها
داستان از اين قرار است كه شركت ساختماني(ر) به نمايندگي آقاي م. كه در اين نوشتار آن را تنها شركت واسطه ميناميم در سال 83 با شركت عمران شهر جديد پولادشهر (وزارت مسكن) قرارداد مشاركتي منعقد كرد. به موجب آن، قطعه زميني به مساحت 18 هكتار در شهر جديد پولادشهر به شريك واگذار شد تا در آن 1284 واحد مسكوني به متراژ 141000متر مربع احداث كند. در اين قرارداد، آورده شركت عمران پولادشهر زمين دولتي به متراژ ذكر شده و آورده شريك 14 ميليارد و800 ميليون تومان پيشبيني شده بود. مطابق مدل اينگونه قراردادها شريك اين مبلغ كه همان بهاي زمين است را پرداخت نكرد وبه جاي آن قرار شد كه پس از تكميل پروژه، 16 در صد از واحدهاي ساخته شده به وزارت مسكن(شركت عمران پولادشهر) واگذار شده و 84 درصد واحدها طبق ضوابط وزارت مسكن به افراد بدون مسكن فروخته شود. به اين ترتيب اين شركت 18 هكتار زمين را بدون پرداخت يك ريال در اختيار گرفت. هدف از ارائه اينگونه تسهيلات، توليد مسكن ارزانقيمت براي مردم بود. در اين قرارداد شريك موظف به اجراي صددرصد قرارداد طبق زمانبندي مشخص 48 ماهه بود. تاخير و توقف غيرمجاز نبايد از يك چهارم اين زمان (يك سال) تجاوز ميكرد و در صورت تخلف شريك، وزارت مسكن بايد از شريك خلع يد كرده و راسا اجراي پروژه را عهدهدار شده و يا شريك ديگري انتخاب ميكرد. شركت واسط پس از تاخيري 3 ساله و تخلف آشكار از مفاد قرارداد، از طريق رابطهاي موجه سراغ صندوق ذخيره فرهنگيان آمد و قراردادي را كه قانونا لغو شده به شركت تامين مسكن فرهنگيان كه از شركتهاي زيرمجموعه صندوق است واگذار نمود و در واقع چند برگ كاغذ باطله را به بهاي گزافي فروخت. به دليل اينكه شركت حق واگذاري پروژه را ندارد، به طور صوري در قالب پيش فروش هزار واحد مسكوني توافق گرديده است. دقت در بندهاي قرارداد به روشني مويد فروش امتياز است و نه پيشخريد مسكن. قرار است شركت تامين مسكن صندوق، خود مديريت پروژه را به عهده گرفته و اجراي آن را به پيمانكاران دست دوم از جمله همان شركت واسطه محول كند. نكته جالب اينكه مبلغ 14ميليارد تومان آورده شريك در قرارداد سال 83، توسط شركت واسط به بيش از 42 ميليارد تومان به صندوق فروخته شده است و به گفته افراد مطلع شركت واسطه بدون اينكه يك ريال پرداخت كند و يا كلنگي به زمين بزند با محاسبه و كسر تورم، از قبل اين قرارداد به رانتي در حدود 10 ميليارد تومان دست يافته است. ممكن است صندوق چنين فرضيهاي را رد و ادعا كند كه شركت واسط در پي سود نبوده و به خاطر كمك به فرهنگيان عزيز فداكاري كرده است. اما اين سوال بدون پاسخ ميماند كه چرا صندوق به جاي خريد از واسطه مستقيما از سازمان مسكن و شركت عمران خريد نكرده و معامله با واسطه چه مزيتي داشته است؟ در محافل خصوصيتر، در توجيه اين عمل، ادعا شده كه اين مبلغ را در امور خيري مانند انتخابات هزينهخواهند كرد.
تفاهمنامهاي كه از ياد رفت
در اطلاعيه، اين پروژه اقدامي در جهت اجرايي نمودن تفاهمنامههاي وزيران آموزش و پرورش و مسكن و شهرسازي قلمداد شده است. در حالي كه آنچه مديران صندوق طبق قرارداد انجام دادهاند پيش خريد 1000 واحد آپارتمان و در واقع خريد يك امتياز سوخته از يك شركت واسطه سهامي خاص است و ربطي به توافقنامه دو وزير در خصوص مسكن ندارد. دليل اين دوگانگي در حرف و عمل چيست؟ آيا قصد اين بوده كه كيفيت معامله از چشم اعضاي صندوق پنهان بماند؟ آيا هيات امنا در جريان انجام چنين معاملاتي قرار گرفتهاند؟ آنها كه نقش مجمع عمومي را دارند چگونه به انعقاد اينگونه قراردادها رضايت دادهاند. اگر هدف خانهدار كردن معلمان است چرا مسوولان صندوق يا رفاه و تعاون مستقيما به وزارت مسكن نرفته و قرارداد دست اول طبق تفاهمنامه فيمابين وزرا نبستهاند؟حضور شركت واسطه در اينجا چه توجيهي دارد جز اينكه در اين ميان حداقل 10 ميليارد تومان از پول ذخيره فرهنگيان به جيب واسطه رفته است؟ وزارت مسكن بايد بر اساس مواد قرارداد، به دليل تاخير شريك در شروع پروژه در سال 84 از شركت واسطه خلع يد ميكرد. دليل مسامحه چه بوده است، درحالي كه واگذاري پروژه به غير از سوي شريك طبق قرارداد ممنوع است به چه دليل شركت عمران پولادشهر و وزارت مسكن چشم خود را در مقابل تخلف يك شركت واسطه بستهاند و در مقابل رانتخواري آشكارا سكوت كردهاند؟ عادلانه اين بود كه از آن شركت واسطه به دليل تخلف از قرارداد، خلع يد ميكرد و قرارداد با همان شرايط به صندوق ذخيره معلمان واگذار ميشد. مديرعامل شركت عمران پولادشهر تازه سر فرهنگيان منت گذاشته و طي نامهاي دليل موافقت خود را با اين معامله صوري كه در واقع فروش امتياز است، مساعدت به جامعه فرهنگيان در امر خانهدار شدن اعلام كرده است. آيا واقعا راه بهتري براي مساعدت وجود نداشت و بهتر نبود بدون واسطه به جامعه فرهنگيان زمين واگذار ميكردند؟ مديران صندوق با چه توجيهي به اين رانتخواري رضا دادهاند؟ آيا اين بخشش از سرمايه و اندوخته معلمان توجيه قانوني و اخلاقي دارد؟
صندوقي بدون آييننامه معاملات
صندوق ذخيره آييننامه معاملات ندارد. رعايت تشريفات معاملات مانند مناقصه در خريد و مزايده در فروش براي صندوق الزامي نيست. سقف ريالي معاملاتي كه توسط تصميمهاي عادي هياتمديره انجام ميشود معين نشده است. ظاهرا در اين موارد دست مديران كاملا باز است و معاملات چندين ميلياردي صرفا با تشكيل جلسات محدود و بررسيهاي سطحي و تصميمهاي فردي و دخالت افراد غيرذيربط و با نفوذ صورت ميگيرد و همين امر افراد فرصتطلب را به طمع مياندازد كه پشت تابلوي صندوق و به نام معلمان منافع خود را تامين كنند، به اين ترتيب زمينه مناسبي براي بروز فساد در اطراف صندوق شكل ميگيرد. نمونه انجام چنين معاملاتي در گذشته مشاركت صندوق در خريد زمين مسالهدار برجهاي دوقلوي خيابان ايرانزمين شهرك غرب، در دوره مديريت [ع] و در زمان حال پروژه پولادشهر و زمين پرمساله شمال زندان قصر تحت عنوان پروژه تجاري خيابان معلم است كه داستان آن هيجانانگيزتر از قضيه پولادشهر است.
غريبههاي آشنا
اعضاي صندوق نهتنها هيچ نقشي در تصميمگيريها ندارند بلكه اصلا از كم و كيف معاملات 40 تا 200 ميلياردياي كه اين روزها انجام ميگيرد اطلاعي ندارند و مديران صندوق مثل پروژه پولادشهر حتي اطلاعات اوليه را هم از معلمان دريغ ميدارند. به عنوان نمونه در اطلاعيه پروژه پولادشهر نامي از طرفين معامله و چگونگي انجام آن نيامده است وكارها با چراغ خاموش و اطلاعات بعضا غلط پيش ميرود. هيات امناي صندوق متشكل از وزير و برخي معاونان وزارت و چند اقتصاددان كه نقش مجمع عمومي را ايفا ميكنند معمولا به دليل مشغله كاري و روشهاي مديريتي غيرسيستماتيك جايگاهي تشريفاتي در تصميمگيريها دارند. زيانهاي چندميلياردي صندوق در چنين معاملاتي هم به دليل تورم در بخش مسكن بعد از مدت كوتاهي خنثي ميشود و مديران ميتوانند حتي به اين معاملات افتخار كنند. در چنين فضايي معاملات چند 10 ميلياردي با چند گفتوگوي تلفني و دخالت واسطههايي كه هميشه حضور دارند بدون دغدغه امضا ميشوند. نقدينگي صندوق و روشهاي انجام معاملات بوي كبابي است كه اشتهاي خيليها را تحريك ميكند و معلمان غريبههاي آشنايي هستند كه نامشان فقط به درد تبليغات ميخورد.