تبليغاتX
فریاد معلم
علي شكوهي

وزير آموزش‌وپرورش بركنار شد، وزيري كه اساسا نبايد وزير مي‌شد اما به دليل نوع نگاه رئيس‌جمهوري، به وزارت رسيد و سرانجام با خواست همان رئيس‌جمهور، مجبور شد مستعفي شود.

وقتي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري شد، براي انتخاب همكارانش در دولت، به سراغ كساني رفت كه سابقه مديريتي در دولت‌هاي خاتمي و هاشمي رفسنجاني نداشته‌ باشند و اين يكي از شعارهاي دولت جديد بود كه قصد دارد خانه‌تكاني كند و نسل جديدي از مديران اجرايي را به صحنه بياورد. اين اقدام، از نيازهاي دروني انقلاب است و بايد انتقال بين‌نسلي قدرت در درون جبهه انقلاب را يك ضرورت دانست، اما در عين حال، احترام و اعتماد به نسل بزرگي از مديران استراتژيك و كلان‌نگري كه با روش تجربه و خطا و با هزينه ملت، در طي حدود سه دهه گذشته در كشور تربيت شدند و فارغ از گرايش‌هاي سياسي و تمايلات حزبي، به درد كشور مي‌خورند، ضرورت مهم ديگر است و اوج ضعف مديريت و كج‌سليقگي سياسي است اگر از گردونه مديريت كشور كنار گذاشته شوند و جاي آنان را كساني بگيرند كه صرفا ارتباط حزبي و گروهي يا ارتباط دوستي با برخي صاحبان قدرت دارند.

در آموزش‌وپرورش پس از اقدام غيرقابل دفاع مرتضي حاجي در حذف معاونت پرورشي از ساختار وزارتخانه، نيازمند وزيري توانمند و داراي برنامه و باسابقه‌ بوديم كه دستگاه آموزش‌وپرورش را از اساس متحول كند و با احياي درست و اصولي معاونت پرورشي، كار پرورشي و آموزشي را در هم بياميزد و شان و جايگاه اين وزارتخانه را در تربيت نيروي انساني آينده كشور ارتقا بخشد. در عمل رئيس‌جمهوري به سراغ چنين افرادي نرفت و كساني مثل علي‌اصغر فاني ـ سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش در آغاز كار احمدي‌نژاد كه شايسته اين مسئوليت بودند - عملا از دستگاه آموزش‌وپرورش، كوچ كردند. در اين شرايط، فرشيدي به وزارت رسيد و هرچند يك بار در مجلس استيضاح هم شد اما در نهايت با خواست رئيس‌جمهوري از كار كناره گرفت.

درباره عملكرد فرشيدي در دوران وزارت و وضعيت آينده اين وزارتخانه، نكاتي چند وجود دارد كه از باب توجه به مهمترين و اصلي‌ترين موارد، برخي از آنها را متذكر مي‌شوم.

1ـ فرشيدي براي اداره اين وزارتخانه، دست پري نداشت و بدون يك برنامه كارآمد و موثر وارد ميدان شد. از نظر سابقه مديريتي هم در حد و قواره اين وزارتخانه پرمسئله نبود. طبعا براي رسيدن به پست وزارت، اصلي‌ترين عامل موثر براي او، گرايش سياسي به دولت و پذيرش برخي پيش‌شرطهاي رئيس‌جمهوري و دوستان وي از سوي فرشيدي بود كه افرادي چون فاني، حاضر به پذيرش آن شرايط نشده بودند. اصلي‌ترين اين پيش‌شرطها، تصفيه وسيع و گسترده نيروهاي متمايل به دولت‌هاي قبلي در وزارت آموزش‌وپرورش بود. اين كار نيز صورت گرفت و علاوه بر چهره‌هاي سياسي متمايل به خاتمي و هاشمي رفسنجاني، بسياري از نيروهاي مستقل و مديران نخبه و كارآمد نيز تنها به اين دليل كه در طيف دولت قرار نداشتند، كنار گذاشته شدند. تشخيص اين امر نيز بر عهده يك كانون سياسي هوادار دولت در درون وزارتخانه گذاشته شد كه دولت سايه محسوب مي‌شد و عملا وزير و معاونان وي، از اين كانون قدرت حساب مي‌بردند و نظراتشان را به اجرا در مي‌آوردند. حاصل اين عملكرد كاملا سياسي در حيطه وزارت آموزش‌وپرورش، تغيير كامل مديران ستادي و مديران سازمانها و ادارات بود و تركش اين رفتارها، دامن كارشناسان و نيروهاي كارآمد مستقل را هم گرفت. البته اين گونه تغييرات را در دولت قبلي هم شاهد بوديم اما اين بار يك اتفاق ديگر هم افتاد و آن ممنوعيت بكارگيري اين نيروهاي تصفيه شده در حوزه‌هاي ديگر بود به گونه‌اي كه هيچ جايي جز تدريس در مدرسه براي آنان باقي نماند. البته مدتي بعد، موج دوم تغييرات هم آغاز شد و برخي از مديراني كه از سوي فرشيدي و دوستان وي به كار دعوت شده بودند، نيز مشمول غضب شدند و به دلايلي از جمله مطيع كامل نبودن، كنار گذاشته شدند. واقعيت اين است كه تقريبا تمام يكي دو سال گذشته به همين تغييرات مديريتي گذشت و تقريبا كار بايسته‌اي براي ايجاد تغييرات بنيادين در آموزش‌وپرورش صورت نگرفت.

2ـ احياي دوباره معاونت پرورشي و تربيت بدني، يكي از اقداماتي بود كه كاملا انتظار آن مي‌رفت. پيشنمازي معاون پرورشي و تربيت بدني شد و كارش را در شكل‌دهي به اين معاونت با يك سلسله مطالعات و مشورتهاي تخصصي آغاز كرد. نوع نگرش وي به كار تربيتي تاحدودي قابل توجه است، اما در دستگاهي كه مديريت آن را فرشيدي برعهده داشت، اين نگاه مستقل، چندان طرفداراني نيافت. يكي از موانع مهم براي عملياتي شدن اين نگاه، به نگرش حزبي و تنگ‌نظرانه همان كانون قدرت و دولت سايه مستقر در وزارت آموزش‌وپرورش مربوط است كه همچنان مانع بكارگيري عناصر توانمند مستقل در حيطه امور تربيتي مي‌شوند. كار تربيتي در آموزش‌وپرورش، نمي‌تواند بازگشت به دوران گذشته باشد و پس از تجربه دوران فترت، اينك بايد شكل و شمايل تازه‌اي پيدا كند و متناسب با نيازهاي نسل جديد، سامان يابد. اين امر بدون داشتن سعه‌صدر در درون آموزش‌وپرورش و بدون بكارگيري هزاران نيروي توانمندي كه از كار كنار گذاشته شده‌اند و جذب هزاران مربي تازه‌نفس و كارآشنا، ناشدني است. فرشيدي و ديگر كساني كه چون او مي‌انديشند و عمل مي‌كنند، هرگز گزينه مناسبي براي احياي منطقي و روزآمد امور تربيتي نبوده و نخواهند بود.

3ـ از مشكلات مهم فرشيدي در مديريت وزارت آموزش‌وپرورش، به رسميت نشناختن نهادهاي مستقل صنفي و سياسي فرهنگيان بود. در دوران مديريت مرتضي حاجي، وي يك فرد مطلع را مامور ارتباط با اين تشكلهاي صنفي فرهنگيان كرده بود و همين تعامل منطقي و مثبت، باعث شد كه يكي از بحرانهاي مهم را پشت سر بگذارد. متاسفانه از آغاز كار فرشيدي در وزارت آموزش‌وپرورش، وي هيچ اعتنايي به اين تشكلها نكرد ـ شايد به خاطر تبعيت از نگرش حاكم بر دولت ـ و در مقابل اعتراضها و تحصنهاي آنها، راه مقابله و نفي در پيش گرفت. نتيجه اين شد كه تقريبا همه تشكلهاي صنفي معترض، غيرقانوني و ممنوع‌الفعاليت شدند و با دستگيري و محاكمه و اخراج دهها تن از مسئولان اين تشكلها و معلمان معترض، يك آتش زير خاكستر فراهم شد كه معلوم نيست اگر دوباره شعله‌ور شود، به چه ميزان خسارت به همراه خواهد آورد. اين سخن به اين معنا نيست كه در تمام اين اعتراضات، حق با تشكلهاي صنفي است و هيچگونه تخلفي از سوي آنان صورت نگرفته است اما بي‌ترديد امنيتي كردن فضاي آموزش‌وپرورش و دستگيري و محاكمه و محكوم كردن بسياري از معلمان دلسوز و زحمتكش و ايجاد هراس در ميان آنان، بدترين اقدامي است كه مي‌تواند از يك دولت و مدير فرهنگي سر بزند. اين اقدامات غلط بايد از طريق به رسميت شناختن تشكلهاي صنفي و سياسي فرهنگيان و تعامل مناسب با آنان و نقض محكوميت‌هاي اداري و قضايي دستگيرشدگان فرهنگي، جبران شود و دولت از جمله با همكاري اين نهادهاي مدني خودجوش، به حل معضلات آموزش‌وپرورش اقدام كند كه شدني است.

4ـ براي اداره وزارت آموزش‌وپرورش، تنها بايد به درون اين وزارتخانه اميد بست و وزيري كه از بيرون اين مجموعه براي وزارت معرفي شود، موفق نخواهد شد. گفته مي‌شود معرفي علي ‌احمدي به عنوان سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش، با اين هدف صورت گرفته است كه وي بعدا به عنوان وزير به مجلس معرفي شود. بنده ضمن ارادت شخصي به ايشان، بر اين باورم كه علي‌احمدي به دليل نداشتن سابقه كار و مديريت در اين وزارتخانه، با مسائل اين حوزه، عميقا آشنا نيست و مجموعا موفق نخواهد شد. اگر دولت نمي‌تواند به سراغ نيروهاي توانمند و كارآمد مستقل برود و مثلا از دكتر علي‌اصغر فاني براي پذيرفتن اين مسئوليت دعوت كند، دستكم بايد كسي را به عنوان وزير، جايگزين فرشيدي كند كه با كار اين وزارتخانه از مدرسه تا ستاد وزارتخانه، آشنا باشد و طرح و برنامه داشته و در ميان مجموعه نيروهاي اين وزارتخانه، مقبول‌تر باشد.

5 ـ نمي‌توانم از ذكر يك نكته ديگر خودداري كنم. با روي كار آمدن فرشيدي و به هنگام تغيير مديران آموزش‌وپرورش، تقريبا در سراسر كشور شاهد برخي برخوردهاي غيراخلاقي بوده‌ايم. معمولا يكي دو ساعت يا يك روز مانده به تغيير يك مدير، به او اطلاع داده مي‌شد كه خود را براي يك جلسه معارفه و توديع آماده كند و مدير مربوطه نيز در اوج غافلگيري،‌ به اين ماجرا تن مي‌داد. ظاهرا خود فرشيدي هم مشمول همين روش شد و در حالي كه سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش از يك ماه و نيم قبل در جريان اين تغيير و تحول بود و خود را براي تحويل گرفتن وزارتخانه آماده مي‌كرد، اما خود فرشيدي در فاصله‌ زماني اندك ـ شايد چند ساعته و چند دقيقه‌اي ـ مجبور به استعفا و انجام خداحافظي شد.
+ نوشته شده در سی ام آذر 1386ساعت 0:39 قبل از ظهر توسط فریاد |

روزنامه «همشهري» در گزارشي به قلم علي اصغر محمدي نوشت: برخي هدف از انتخاب رئيس دانشگاه پيام‌نور به سرپرستي وزارت آموزش و پرورش را زمينه‌سازي‌ براي گسترش كمي و بدون محدوديت دانشگاه پيام نور ارزيابي مي‌كنند.

اين موضوع زماني قوت مي‌گيرد كه طي نشستي كه سال گذشته بين مسئولان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران و مسئولان دانشگاه پيام نور برگزار شد، موضوع استفاده از فضاي آموزشي مراكز پيش دانشگاهي در روزهاي پاياني هفته (پنجشنبه و جمعه) مطرح شد كه مورد استقبال قرار نگرفت.

ظاهرا پيگيري موضوع توسط دانشگاه پيام نور منجر به صدور بخشنامه‌اي از سوي رئيس‌جمهوري مبني بر استفاده اين دانشگاه از فضاي آموزشي مدارس شد.
صدور چند بخشنامه مبني بر در اختيار قرار‌دادن فضاي ادارات دولتي در روزهاي پاياني هفته و اختصاص بودجه ويژه و ايجاد 6 هزار پست سازماني در اين دانشگاه، بحث تقويت دانشگاه پيام نور به هر نحو ممكن را قوت مي‌بخشد.

نكته جالب اين كه افرادي كه براساس اين تصويب‌نامه به دانشگاه پيام نور منتقل مي‌شوند از مزايايي مانند اعطاي زمين، ‌وام مسكن و... برخوردار خواهند بود و هيات امناي اين دانشگاه مكلف است نسبت به پيش‌بيني فوق‌العاده تطبيق حقوق براي جلوگيري از كاهش دريافتي كاركنان مأمور اقدام كند.

در حالي كه دانشگاه پيام نور به‌دليل گسترش بي‌رويه با كمبود امكانات آموزشي و رفاهي، نبود فضاي مناسب و فقدان خوابگاه و سالن مطالعه مواجه است، يكي از راهكارهاي فوري و بدون هزينه استفاده از فضاهاي آموزشي مدارس است كه با حذف فرشيدي، وزير سابق آموزش و پرورش كه با اين امر مخالفت مي‌كرد و جانشيني عليرضا علي احمدي به جاي وي، ممكن شد.
اين كار در واقع با 2 هدف انجام شد؛ از يك سو تا حدودي موجب كاهش ميزان انتقادها نسبت به وزارت آموزش و پرورش شد و از طرفي سياست گسترش دانشگاه پيام نور بدون مانع تراشي و با شتاب بيشتري به سرانجام رسيد.

طرح واگذاري فضاي مدارس به پيام‌نور در واپسين روزهاي وزارت فرشيدي بيشتر از هر زماني شنيده شد و وزير در آن زمان به اجراي آن رضايت داد. البته رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس معتقد است فرشيدي تحت فشار دولت اين موضوع را پذيرفت؛ زيرا با طرح مدرسه زندگي كه فرشيدي از زمان حضور بر مسند وزارت آموزش و پرورش بر تدوين و اجراي آن تأكيد داشت، در تناقض آشكار بود.
براساس اين طرح دانش‌آموزان مي‌توانند روزهاي جمعه به همراه والدين در مدرسه حضور بيابند، كه در يكي از برنامه‌هاي خبري، فرشيدي در پاسخ به سؤال همشهري در اين باره، موضوع تشريح اين طرح را به آينده موكول كرد.

در حالي كه حدود 2 هفته از حضور رئيس دانشگاه پيام نور در مسند سرپرستي وزارت آموزش و پرورش سپري شده بود، خبر واگذاري 40 واحد آموزشي شهر تهران به دانشگاه پيام‌نور منتشر شد كه مسئولان آموزش و پرورش شتاب زده اين موضوع را تكذيب كردند. اين در حالي است كه دكتر علي عباسپور تهراني فرد، رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در گفت‌و‌گو با همشهري از وجود بخشنامه‌اي مبني بر واگذاري واحدهاي آموزشي(مدارس) آموزش و پرورش به دانشگاه پيام نور خبر داد.

وي تصريح كرد: استفاده از مدارس براي گسترش كمي دانشگاه پيام نور، به‌ويژه در شهر تهران، در حالي كه اين شهر از كمبود فضاي آموزشي رنج مي‌برد، اشتباه است و وضعيت آموزش و پرورش را بغرنج‌تر مي‌كند.

بحث كيفيت سطح آموزشي دانشگاه پيام‌نور يكي از مسائلي است كه در گسترش اين دانشگاه كمتر مورد توجه قرار گرفته كه رئيس دانشگاه پيام نور در آخرين نشست خبري خود قبل از انتصاب به سرپرستي وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به سؤال همشهري در باره اقدامات انجام شده در زمينه كيفيت اين دانشگاه تصريح كرد: همه كارهاي انجام شده طي 2 سال گذشته براي كيفيت بخشي اين دانشگاه بوده است. عباسپور، نماينده مجلس در اين باره اظهار داشت: ظرفيت پذيرش دانشگاه پيام‌ نور طي 2سال از 360 هزار نفر به يك ميليون نفر رسيده اما امكانات و اعتبارات آن به اندازه كافي افزايش نيافته است.

وي گفت: موضوع كيفيت دانشگاه پيام نور را با وزير علوم مطرح كرديم و يقين داريم اين مشكلات با تسلط دانشگاه پيام نور بر وزارت آموزش و پرورش حل نمي‌شود.
رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس خاطر نشان كرد: وزير سابق آموزش و پرورش براي اين‌كه بتواند تعامل مثبتي با دولت داشته باشد در اين زمينه كوتاه آمد اما اقدام عملي هم در اين باره انجام نداد.

وي با تأكيد بر حساسيت مجلس نسبت به اين موضوع اظهار داشت: مجلس اجازه ‌اجراي ‌اين طرح نسنجيده را نخواهد داد و جزئيات جلوگيري از اين حركت بدون ضابطه در كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس و وزارت علوم در دست بررسي است و وزير علوم نيز بايد پاسخگوي كوتاهي در زمينه پايين بودن سطح كيفي دانشگاه پيام نور باشد.
+ نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط فریاد |

وبلاگ فریاد معلم ضمن تقدیر از همکاران محترم در وبلاگ انجمن فرهنگیان آزاد(کلام ما پیام تو) مطالب پست اخیر این وبلاگ را به جهت تایید و تقدیر در اختیار سایر بازدید کنندگان قرار میدهد. هرچند در پست های اخیر این مطلب ذکر شده که: ..این عزل و نصب ها و دید و بازدیدها  قابل اعتنا و توجه نیست و بیشتر یک بازی سیاسی با توجه به نزدیک شدن زمان انتخابات است اما ظاهرا ما عادت کرده ایم که بازی کنیم و بازی بخوریم تجربه ثابت کرده مشکلات سیاسیون ودولتمردان با مشکلات مردم واقشار مختلف کاملا متفاوت بوده و هم سنخ نیست پس حل مشکلات از زبان اینان منظور از میان برداشتن مشکلات خودشان است نه ما بینوایان!..به هر حال انتخاب در این رای گذاری ها انتخاب میان بد وبدتراست ولو غیر!!؟؟....                                                                                                                                                                    به امید پیروزی برای این عزیزان و سایر همکاران دلسوز و با غیرت..

آزموده را  آزمودن خطا ست  ...

 

 

 

همكاران ارجمند,

با خبر شديم  9 تن از همكاران در همدان حكمشان صادر شده و برای هرکدام  91 روز حبس دريافت كردند و تا كنون 4 نفر از اين همكاران گرامي احكام تبعيد به ديگر استانهاي كشور را دريافت كردند. از طرف ديگر آقاي حامد ساعدي به حبس تعزيري, آقاي اسكندر لطفي دبير كانون صنفي معلمان كردستان به 3 سال تبعيد به استان اردبيل محكوم و آقاي محمد خاكساري هم در انتظار رأي دادگاه ميباشد.
انتظار اين بود پس از ديدار هيئت معلمان با سه تن از نمايندگان مجلس خواسته هاي مان در اولويت قرا ر گيرد ويك به يك به جريان بيفتد و پاسخ بگيريم  ... كانونهاي منحل شده را كه همه آنها بصورت قانوني برپا شده بودند, مجوز بدهند  , احكام صادره همكاران شريف  تجديد نظر  شود, انفصالها و ..
اما و دريغ از قدمي و قلمي در جهت تاييد اينها اينهم از چند بار آزمودن صحبت ها وديالگوهاي انتقادي   آٍقايان مهر ورز !!! در عوض  در عملي بي سابقه احكام انفصالي را به حبس و تبعيد تبديل نمودند و اثبات كردند   آزموده را  آزمودن خطا ست  ...

از اين سو انجمن فرهنگيان آزاد اين قبيل احكام را مردود شمرده و خواستار ملغي شدن  بي قيد و شرط تمامي احكام ناعادلانه ميباشد و  از تمامي همكاران شريف و ارجمند جامعه فرهنگي  ميخواهد به اين احكام غير انساني تن نداده و اين احكام را با فرياد رسا و يك دل و هم صدا مردود شمارند وبا هر وسيله اي كه شده صدا ي خود را به گوش دولت مرداني كه به هيچ گفتگويي پايبند نيستندوگوش شنوايي ندارند ,  برسانند و از حق پايمال شده خود كوتاه نيايند. چرا كه سكوت ما = مرگ ما.


 

سكوت تا كي؟

سلامي گرم به همه همكاران گرامي,
گذري در وبلاگها و سايتها داشتم و چشمم به مطلب كانون فرهنگيان دوخته شد. همينطور بر واقع قشر خود مرور مي كردم و در درونم افسوس مي خوردم كه چه بوديم و چه شديم. ما همان كساني بوديم كه وقتي يكي از همكارانمان مورد آزار و اذيت قرار مي گرفت, فورا دست به كار مي شديم و شكايت خود را به آقايان ابراز ميداشتيم,
ما همانهايي بوديم كه در روزگاري سخت كنار همكاران بازداشتي خود قرار داشتيم و تا آزادي آنها يكپارچه با برپايه تحصن .... خواستار رسيدگي به خواسته هايمان بوديم....
اما چه شد كه در اين ماههاي خطير روزه سكوت گرفتيم؟؟ آيا بايد همچنان به اين روند ادامه دهيم يا ميتوانيم مجددا همدلي و يكپارچگي خود را آغاز كنيم؟؟؟

                          حرف دل من و تو                            حرف دل همه معلمان آزاده

                          منزلتي است از دست رفته               و رسالت من و تو

احياي منزلت واقعي و ديرينه معلم است


ما كه با خبرهايي نظير حبس تعزيزي براي آقاي حميد ساعدي در سنندج, 3 سال تبعيد به استان اردبيل براي آقاي اسكندر لطفي, احكام انفصالي براي هيئت كانون تهران و ...... مواجه مي شويم چه مي كنيم؟ نكنه دل خود را صابون زده ايم كه با رفتن فرشيدي همه چيز به قوت خود بر مي گردد و حقوق پايمال شده خود را باز مي يابيم؟

بارها و بارها گفته ايم, اگر ميخواست آبي از آنها گرم شود, از سالها پيش بايد به خواسته هاي ما رسيدگي مي شد. آقايان طي اين ماههاي اخير نه تنها گوش بدهكاري به صحبتهاي ما نداشتند بلكه فشارها را بر روي ما افزايش داده اند, احكام انفصال و اخراج و بازداشتها را افزايش داده اند و تازه بعد از ديدار 20 تن از نمايندگان فرهنگيان, قشر ما را به سكوت دعوت مي كنند.....

سكوت رضا نيست

خشم است و طغيان

و منتهاي يك سكوت طولاني

انقلابي ست ويرانگر و طوفاني

آري, همانگونه كه ميشود از فرزندان دانشجوي خود آموخت, ميتوان با اين پرده سكوت را شكست و از ميان غباره هاي سياه عبور كرد و صبح روشنايي را تقديم همكاران گرامي نمود. ما ميتوانيم اميد را به دل همه همكاران در بند و تبعيد برگردانيم و نداي آنها شويم.....

 

ناصر جمشيدي
انجمن فرهنگيان آزاد
آذر 86

+ نوشته شده در بیست و سوم آذر 1386ساعت 12:14 بعد از ظهر توسط فریاد |