برگرفته ازکانون صنفی معلمان ایران
حکم سه سال حبس برای علیرضا هاشمی، دبیر سازمان معلمان
شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظردر میان ناباوری معلمان حکم سه سال حبس تعزیری «علیرضا هاشمی» دبیرکل سازمان معلمان ایران را تایید کرد. این سنگینترین حکمی است که تاکنون برای یک فعال حقوق معلمان صادر شده است.
حکم قطعی زندان روز ۱۹ دیماه به «فریده غیرت» وکیل متهم ابلاغ شده است. به گفته وکیل، اگر تلاش برای توقف حکم به نتیجه نرسد روز ۱۹ بهمن ماه ، دبیر کل سازمان معلمان باید به زندان برود.
تاکنون شعب دادگاه انقلاب احکام زندان بین ۳ تا ۵ سال برای فعالان صنفی صادر کردهاند اما در همه موارد به دلیل وضعیت اجتماعی متهمان این احکام به حالت تعلیق درآمدهاند.
هاشمی درجریان ناآرامیهای اسفند ماه سال ۸۵ دستگیر وحدود ۲۰ روز در بند ۲۰۹ بازداشت بود. دبیرکل سازمان معلمان ایران علاوه بر اتهام شرکت در تجمعات صنفی معلمان اتهام دیگری نیز در پرونده خود دارد وآن اعتراض به سوالات موهن «آزمون ضمن خدمت فرهنگیان در اسفند ۸۵» است.
تسلیت باد شهادت الگوی معنی و مفهوم آزادگی ابا عبداله الحسین (سلام الله عليها).
و فرياد برآورد :
«نديدم سرى به سردارى مگر بسيار سرها زير پاى او . خودستايان تكيه بر اريكه ها زده اند. كتاب خدا را چنان مى خوانند كه سود ايشان است. آنان كه طيلسان زهد پوشيده اند، تك پيرهنان را پيرهن بر تن مى درند. آنان كه دستار بر سر نهاده اند سر از گردن خداترسان مى اندازند و آنان كه آب بر مردمان مى بندند مردمان را آب از لبه ى تيغ مى دهند. اين نيست آنچه ما مي گفتيم. اينان سپاه آز مى آرايند و ديوار غرور مى افرازند و كوشك هاى خودپرستى مى سازند و انبانشان را از انباشتن پايانى نيست.»
چون اين بگفت، بر ذوالجناح برنشست و روى به سوى كوفه نهاد .
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و اولاد الحسین و
علی اصحاب الحسین و علی اباءالحسین

مطالب زیر از ده ها مطالبی است که به ایمیل وبلاگ فریاد معلم ارسال شده ضمن تشکر از الطافی که این عزیزان نسبت به این وبلاگ در جهت تنویر اذهان عمومی دارند تعدادی از این مقالات برای مطالعه بازدیدکنندگان درج گردیده تا ضمن سپاس از این بزرگواران نظرات اقشار مختلف ارزش داده شده و حرکت و زحمات ایشان بی پاسخ نماند.
با تشکر از تمامی بازدیدکنندگان محترم و آنانی که قبول زحمت کرده و مطالب خودرا به ما ارسال می دارند. فریاد معلم
واي اگر از پس امروز بود فردايي
يكي از نشانه هاي شفافيت و رسيدگي به امور و نيازهاي جامعه از سوي مسئولين , انتخابات آن جامعه است كه مطالبات مردم را پيگيري نموده و خواسته هاي قانوني آنان را نيز در بر ميگيرد . حال بايد ديد در آزاد ترين كشور دنيا, اوضاع بر چه منوال است ؟
اگر از بررسي قشر خودمان (فرهنگيان شريف )شروع كنيم به يك نتيجه روشن و از پيش واضح خواهيم رسيد :
پس از اينكه خواسته ها و مطالبات قانوني ما در اسفند و ارديبهشت ماه , با سيل بگير و ببند و احكام ناعادلانه روبرو گرديد , نه تنها اوضاع رو به بهبود نگذاشت بلكه بر شدت مشكلات افزوده شد , عدم رسيدگي مسئولين به مشكلات جامعه من جمله مسئله آموزش و پرورش كه يكي از بنياد هاي اصلي در جامعه مي باشد , همچنان ادامه دارد , احكام ناعادلانه به بهانه هايي چون اقدام عليه امنيت ملي (اگر امنيتي وجود داشته باشد كه بتوان عليه آن اقدام كرد!!!) تشويش اذهان , شركت در تحصن و ..... هنوز چون باري بر دوش همكاران سنگيني ميكند . ما هنوز در دريافت سرانه حقوق و اضافه كاري مان با مشكلات جدي مواجهيم و اين در حالي است كه معلمان بعنوان عناصر آگاه , دلسوز و شرافتمند در جامعه بايد اجازه دفاع ازحق و حقوق خود را داشته باشند و بايد از سوي دولت حقوق آنها به رسميت شناخته شودو تضمين شغلي و امنيتي داشته باشند. دولت بايد در قبال خواسته معلمين پاسخگو باشد . بايداز سوي دولت به آموزش و پرورش رسيدگي خاص بشود تا دانش آموزان بتوانند از امكانات رفاهي و آموزشي بر خوردار باشند. و معلمان بتوانند با آرامش خاطر به دانش آموزان درس بدهند. و سطح آموزشي را ارتقاء دهند.
اما همچنان كه پيداست , از اين مهرورزي چيزي جز بگير و ببند و انفصال و اخراج عايد فرهنگيان نگرديده است.
گر مسلماني از اين است که حافظ دارد واي اگر از پس امروز بود فردايي
پيامبرص ميگويد: «من اصبح و لم يهتم به امور المسلمين فليس بمسلم)
كسي كه بي توجه به مشكلات و دردهاي مسلمانان روزگار ميگذراند , مسلمان نيست.....
در چنين شرايطي است كه علي احمدي چنين ميگويد : ” اگر توان کار در آموزش و پرورش را نداشتم و در خود نمي ديدم، اين مسووليت را قبول نميکردم. قطعا اين دو سال متفاوت خواهد بود سعي من رفع چالشهاست ....” !!!!
احكام و دادگاهها و محدوديتها و فشارها را باور كنيم يا ادعاي مهر ورزي و دلسوزي و رسيدگي را ؟ ما هنوز منتظر پاسخ سوالاتي هستيم كه ماههاست از سوي مسئولين بلاتكليف مانده اند ؟ از ما نخواهيد كه آزموده را دوباره و صدباره بيازماييم . حرف و شعار كافي است . آنچه كه بايد گفته ايم . كساني كه بايد بشنوند , بشنوند .....
حال كه كسي در قبال خواسته ها و حرفهاي ما پاسخگو نيست , چرا بايد راي بدهيم ؟ و چرا بايد گوشهايي ناشنوا را طرف حساب صداي خود كنيم ؟ حضرت علي ميفرمايند :
تنها نزد كسي شكايت كن كه بتواند مشكل تو را حل كند .....
ناديا كريمي دي ماه 1386
تجربه هاي تلخ گذشته را تكرار نكنيم ....
پس از استعفاي فرشيدي , وزيري كه بنا به نظر برخي , از روز اول نبايد وزير ميشد , علياحمدي رييس دانشگاه پيام نور به سرپرستي وزارت آموزش و پرورش منصوب گرديد . متاسفانه دوران وزارت فرشيدي دوراني بود كه براي جامعه فرهنگي ايران روزهايي بسيار سخت همراه بسياري ناملايمات و .... به شمار ميرود. البته براي تمام ما اين يك تجربه تكراري بود كه سالهاي سال آن را با حضور رؤسا و مسئولين متفاوت آزموده و به نتيجه امر نيز واقف بوديم . به خوبي به خاطر داريم كه در سال 82 هنگامي كه فرهنگيان براي دست يابي به حداقل هاي حقوق صنفي خود كه آن زمان نيز مانند همه مواقع ديگر از آن محروم شده بودند , دست به اعتراضات گسترده زده و به دنبال اين حركتها به خاتمي, رئيس جمهور وقت تحميل كردند كه لايحه نظام هماهنگ حقوق ها كه يك خواسته از خواسته هاي معلمين و كف خواست هاي آنان بود را به عنوان يك موضوع مطرح ساخته و دنبال كند. پس از تمام تلاشها و پيگيري مستمر فرهنگيان , همين طورشدو مسئولين مجبور شدند به اين خواسته هاي ما تن بدهند وبه عنوان يك لايحه در نوبت براي بحث حول تصويب آن را رسميت دادند . اگرچه اين لايحه درقبال خواسته هاي معلمين و فرهنگيان هيچ مي نمود اما پاي همين يكي نيز نيامدند !!! و بر همه روشن شد كه متاسفانه مسئولين در پي خواسته هاي قانوني فرهنگيان و در تلاش برا بهبود شرايط اين قشر شريف نبوده و نيستند .
وقتي كه احمدي نژاد هم به رياست جمهوري رسيد , باز هم از نتيجه آگاه و مطلع بوديم . چرا كه احمدي نژاد با شعار نفت سر سفره هاي مردم روي كار آمد . اما نفت را كه سر سفره مردم نياورد هيچ , همان باريكه را هم از سر سفره ها برده و در مقابل شعارهاي معلمان شريف و آگاهي كه براي مينيمم هاي صنفي و حقوق معيشتي خود دست به اعتراض زده و شعار معيشت و منزلت حق مسلم ماست , سر دادند , هيچ پاسخي نداده و در عوض اين فريادهاي حق طلبانه با موج شديد ضرب و شتم و زندان و دادگاه و ... از سوي مسئولين پاسخ داده شد به عنوان نمونه از دستاوردهايي كه اين دوران براي ما داشته است: ”تنها كسري اعتبارات وزارت آموزش و پرورش (صرفاً حقوق و دستمزد) در سال 1386 حدود 25 هزار ميليارد ريال است. در صورتي كه كسري اعتبار مربوط به سرانه مدارس را نيز به رقم فوق اضافه كنيم، رقم كسري به بيش از 26 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد. با توجه به اينكه بيش از 93 درصد از اعتبارات آموزش و پرورش هزينهاي (فصل اول) است لذا امكان ترميم اين كسري از ساير منابع در اختيار امكانپذير نيست . ”
در روزها و ماههاي آينده پس ازاعتراضات گسترده اي كه با برخورد شديد از سوي دولت مواجه گرديد , در مقابل موج نارضايتي عمومي و مردمي , احمدي نژاد مدعي ميشود كه مشكل مردم ما ارزاني است و در كنار تمام بگير و ببند ها و اعمال محدوديتها كه دربين فرهنگيان و ساير اقشار شاهد آن بوديم مدعي ميشوند كه كشور ما آزاد ترين كشور دنيا است !!!! بنا به قولي : ”یک نوع تحلیل و ارائه وضعیت توسط احمدینژاد و صدا و سیما و برخی نهادهای حامی دولت انجام میشود که به ملت میگویند، الحمدلله، شرایط داخلی و خارجی کشور بسیار خوب است، امن و امان است، گرانی نیست، فرهنگ ما در اوج اعتلا است و اسامی مفسدان هر روز از جیب آقای احمدینژاد بیرون میآید و خوشبختانه دیگر فاسدی در کشور نداریم. در باب سیاست خارجی هم هیچ خطری ایران را تهدید نمیکند. آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غلط میکنند که تهدیدی برای ایران باشند. اگر احیانا کسی در جایی مواجه با گرانی شد، بیاید و از بقالی همسایه آقای احمدینژاد خرید کند!!”
در همين حال اعتصابات و تجمعات برحق و قانوني معلمان توسط رسانه ها كاملا بايكوت خبري گرديده و بار ديگر اين واقعيت به اثبات ميرسد كه هيچ گوشي براي شنيدن و هيچ مرجعي براي پاسخگويي وجود ندارد .
در چنين شرايط و با چنين دولتي وقتي كه يك وزير تعويض ميشود طبعا براي وزير بعدي رسيدن به وزارت آموزش پرورش منوط به گرايش تام و تمام سياسي به دولت و پذيرش بي چون و چراي پيش شرطهاي تعيين شده توسط دولت خواهد بود , پيش شرطهايي كه هيچ گاه حامي خواسته هاي برحق فرهنگيان يا ساير اقشار نبوده ونخواهد بود .
مشكل , تعويض يك فرد به نام فرشيدي و جايگزيني وي با احمدي نيست . مشكلات عميق و ريشه اي معلمان با اين جابجايي قابل حل نبوده و نخواهد بود . براي ما نيز اين واقعيت به مصداق آزموده را آزمودن خطاست , كاملا روشن و بديهي ميباشد . با توجه به نزديك شدن انتخابات , آيا ما دوباره به نحوي از انحاء با همين تجربه روبرو نخواهيم بود و آيا باز به قولي از اين سوراخ گزيده خواهيم شد يا اين بار با درايت و مسئوليتي آگاهانه , بار مسايل آتي و قيمتهايي كه بالتبع بايد براي رسيدن به خواسته هاي برحقمان بپردازيم بر دوش خواهيم كشيد ؟
تجربه هاي تلخ گذشته را دوباره تكرار نكنيم . بايد از اشتباهات تجربه ساخت نه اينكه آنها را دستمايه سرزنش خود و ديگران كرد . فردا پر از نشاط و اميد و زندگي خواهد بود ......
ناديا كريمي / آذرماه86
بسمه تعالی
چشم بندانمان را بردارید.
حنیف یزدانی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
از آغاز سال جاری تا کنون قریب 60 دانشجو تا کنون بازداشت شده اند و به جای حضور در کلاسهای درس به سلول های انفرادی فرستاده شده اند.
ازاین نظر جنبش دانشجویی در سال جاری با اتفاقی منحصر به فرد روبرو شده اند.
در تاریخ ادوار دفتر تحکیم وحدت تا کنون هیچگاه تمام اعضای شورای مرکزی بازداشت نشده اند.
اخراج اساتید منتقد، جلوگیری از ادامه تحصیل فعالین دانشجویی ، تعطیل کردن تشکل های منتقد بلاخص انجمن های اسلامی ، توقیف پی در پی نشریات دانشجویی، احضار گسترده دانشجویان به کمیته های انضباطی و دادن احکام سنگین و نا عادلانه به آنها ، بازداشت گسترده فعالین دانشجویی و به زندان افکندن آنها و صدور احکام سنگین و... همگی گوشه ایی از رفتار غیر عادی حاکمیت با جنیبش دانشجویی است.
اما به رغم چنین تجاوزاتی دانشجویان بر اعاده حقوق خویش مصر هستند.
صدور بیانیه ها و اطلاعیه های اعتراضی مختلف ، بر گزاری چندین تحصن در دانشگاههای مختلف تهران و سایر شهرستانها در کمتر از یک ماه آنهم در آغاز سال تحیلی نیز نشان دهنده عزم جدی دانشجویان برای برآورده کردن مطالبات به حق آنها است.
نکته ایی که تصمیم گیرندگان امنیتی در دانشگاه و خارج از دانشگاه به اشتباه دریافته اند این است که دانشگاه قائم به یک فرد و حتی قائم به یک تشکیلات نیست!!!
نهاد های امنیتی در ادامه سیاست النصر بالرعب با تصور اینکه با بازداشت علی عزیزی و علی نیکونسبتی، آرمان صداقتی، مازیار سمیعی ، بهنام سپهر مند، احسان منصوری،مجید توکلی،احمد قصابان ،معصومه منصوری و پدرام رفعتی و ... می توانند از ادامه تحصن ها و اعتراضات دانشجویی جلو گیری کنند . در واقع آنان درصدداند با چنین کاری صدای دانشگاه را خاموش کنند.
اما غافل از این که صدای اعتراض نه از یک فرد و یا یک جریان بلکه از عموم دانشجویان بر می خیزد.
اینک در حالی به چشمان دوستانمان چشم بند زده اند و آنان را در صندلی بازجویی نشانده اند که مسولین چه در دانشگاه و چه خارج از دانشگاه نمی خواهد چشمان خود را بر روی حقیقت موجود در دانشگاه باز کند.
سیاست ارعاب و سرکوب نمی تواند سکوت را به جامعه تحمیل کند. مگرهمانطور که همه می دانند با وقوع انقلاب فرهنگی تمام دگر اندیشان از دانشگاه اخراج نشدند؟
مگر دانشگاه امروز ادامه همان انقلاب فرهنگی نیست؟
اینک باید پرسید چرا مسولین می خواهند یک تجربه شکست خورده را دو باره تکرار کنند؟ چرا از دیدن حقایق روی گرداناند؟
چشم بندان ما و خود را بردارید.